مرعوب گردانى و بدين جهت مؤمنان شاد گردند و تجاوزكاران اندوهگين شوند . »
( 1 ) اين خود يك برنامهريزى و تعيين تكليف همه جانبهاى است از سوى حضرت ، براى شيخ مفيد و ديگر برادران او ، در هر دوره و زمانى ، به اينكه در مقابل فتنه و آشوبهاى خانمانبرانداز به پا خيزند .
عبارت متن نامه كه داشت : « تسبل نفوس قوم حرثت باطلا » مقصود از آن اين است كه مباح مىگرداند جان مردمى را كه به ژرفاى باطل فرو مىروند ، در شرايطى كه براى اين امر مناسب مىباشد ، و اين فتنه از آن جهت خون آنان را هدر مىدهد كه آنان در آن ذوب شده و در مسير آن حركت مىكنند .
بر شيخ مفيد لازم است كه رو در روى اين فتنه و بلوا بايستد ، تا تبهكاران را بترساند و از انحرافشان جلوگيرى نمايد و به راه حق برگرداند .
( 2 ) و جمله « و لذلك » يعنى به اعتبار آنچه در فقرهء قبل حضرتش يادآور شدند كه با نامههاى ديگر ما ، با اعمالى كه مورد پسند ما است و تو را به ما نزديكتر مىگرداند آشنا خواهى شد .
نتيجه آنكه كوشش براى جلوگيرى از ظلم و فرونشاندن آشوبهايى كه زمينه را براى رشد تبهكاران و مجتمعات كژانديش و بيراهه رو آماده مىسازد ، لازم است . و اين كوشش خود يكى از عبادات و كارهاى شايسته است كه موجب نزديكى به خدا و زمينهساز حكومت عادله اسلامى است .
حضرت از ظلم به « فتنه » تعبير كرد ، بدان جهت كه ستم محك آزمايش ايمان انسانها است تا خالص گردند و خوب از بد جدا شود و آن كس كه زندگى مىيابد و آن كس كه نابود مىگردد ، از روى دليل باشد . و قبلا يادآور شديم كه اين آشوبها و ستمها ، همانطور كه موجب نيرومندى انحراف تبهكاران مىشود ، همانطور بر نيروى ايمان مؤمنان مىافزايد و بدين جهت شرايط ظهور حضرت آماده مىگردد .
( 3 ) و نيز گفتيم كه جهاد روياروى ستم ، از جمله چيزهايى است كه نيروى اراده و ظرفيّت و شايستگى بيشترى به مؤمنان ناب و خالص مىبخشد و درجات
تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 202
مساهمون: سيد حسن افتخارزاده
ص٢٠٢