( 1 ) نكتهاى كه بايد بدان توجّه داشت ، آن است كه در عين حال كه حضرت خصوصياتى از محل زندگى خود را بيان فرموده ، در عين حال مكان خود را كاملا مشخص نساخته است ، بلكه در حقيقت يك مفهوم كلّى آورده كه بر هر قله و درّهاى منطبق است و طورى گفته نشده كه بتوان با جستجوى زياد به آنجا راه پيدا كرد .
و به آشكار مىبينيم كه حضرت جاى خود را با عباراتى قديمى و لغتها و كلماتى نامأنوس بيان مىكند ، به طورى كه اگر هم كسى آن كلمات را ببيند نتواند از آنها سر درآورد . مگر اينكه فردى مطّلع و دانشمندى بسيار ريزبين و ژرفنگر باشد . و اين خود كافى است براى جبران و پيشگيرى خطرهاى احتمالى كه از دستيابى به حضرت ممكن است پيش آيد .
( 2 ) به هر حال ، در اين نامه مىبينيم كه حضرت به شيخ مفيد نويد مىدهد كه در آينده نيز او را از وضع خود آگاه خواهد ساخت ، و شايد مقصود آن باشد كه او را از مكان جديد خود مطلع خواهد ساخت ، گرچه عبارت نامه عمومىتر است و شامل هرگونه خبرى كه از سوى حضرت صادر شود ، در هر زمينهاى كه مصلحت بداند ، مىباشد . و لذا حضرت به او مىفرمايد كه بدين وسيله از كارهايى كه موجب نزديكى به ماست ، آگاه خواهى شد . يعنى كه ارتباط تو از طريق نامه با ما ، تو را بر كارهايى كه مورد رضايت و خشنودى ماست و باعث نزديكى به ما مىشود ، آگاه خواهد كرد .
اين عبارت به روشنى دلالت بر آن دارد كه حضرت تصميم داشته نامهنگارى خود را با شيخ مفيد تكرار كند . و چه بسا نامههاى ديگرى نيز از حضرت صادر شده كه ما از آن آگاه نشدهايم و شايد هم كه نامهاى نرسيده باشد ، زيرا بعد از يك سال شيخ مفيد از دنيا رفته است .
( 3 ) نكتهء سوم :
« پس تو - كه خداوند با ديدگان خواب ناديده خود تو را نگهدارى فرمايد - بدين سبب ( آشنايى با اعمال نزديككننده تو به ما ) بايد در مقابل آشوب و بلوايى كه خون مردمانى را مىريزد كه باطل را پروراندهاند ، بايستى تا اهل باطل را
تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 201
مساهمون: سيد حسن افتخارزاده
ص٢٠١