و راستى از آنها نسبت به ما باشد . اين عبارت دلالت بر نظريّه خفاء عنوان دارد ، همان كه مورد قبول ما بود ؛ بدان معنى كه حضرت در طول دوران غيبت ديده مىشود ، لكن شناخته نمىشود ، بلكه تحت عنوان ديگرى در بين مردم معروف است و امّا بعد از ظهور خودش به عنوان اوليّهاش شناخته و ديده مىشود و مردم او را شناخته و با او تماس دارند .
( 1 ) نظريّهء ديگر - كه خفاء بدن باشد - با اين عبارت سازگار نيست و طبق آن كافى بود كه گفته شود : به هنگام ظهور ما را خواهيد ديد .
« فما يحبسنا عنهم » : يعنى ظهور را تأخير نمىاندازد « إلّا ما يتّصل بنا ممّا نكرهه و لا نؤثره عنهم » مگر اخبار ناگوار و ناپسندى كه از آنها به ما مىرسد ، از گناهان و كوتاهيها و عدم احساس مسئوليّت اسلامى آنها .
اين عبارت گوياى دو مطلب مهم است كه قبلا نيز بدان اشاره كرديم ، لكن در اين سخن حضرت استدلال بيشترى بر آنها شده است :
اوّل : حضرت صاحب الامر - عجل اللّه تعالى فرجه - بر تمامى رويدادها اشراف دارد و از ناراحتيها و نابسامانيهاى جامعه و پيروان خود آگاه است .
دوم : غيبت حضرت رابطه مستقيمى با گناهان مردم دارد ؛ اگر گناهى نباشد ديگر غيبت انگيزهاى نخواهد داشت و ظهور انجام مىگيرد . و اين همان است كه ما گفتيم كه اگر فردى مورد اطمينان كامل و عامل به اسلام باشد ، حضرت يك بار و يا چند بار او را به ديدار خود سعادتمند خواهد ساخت ، و بلكه ممكن است - چنان كه پيشتر بيان نموديم - اين ديدار دائمى و پيوسته باشد .
تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 207
مساهمون: سيد حسن افتخارزاده
ص٢٠٧