تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
آن خداوند است . و درود و رحمت بر آقاى ما محمّد پيامبر خدا و خاندان پاك او باد . ( 1 )

ديدگاه هفتم : بررسى محتواى نامهء دوم در ضمن چند نكته

نكتهء اوّل : نامه با بيانى روشن و اطمينان‌بخش گوياى آن است كه از مقامى بالا به مقامى زير دست صادر شده است و در اين جهت از نامه نخستين واضح‌تر و روشنتر مىباشد ؛ همچون قرآن كريم مىباشد كه در اين گونه موارد در آيات بسيارى مطلب را به روشنى بيان كرده و رابطه گوينده و مخاطب را مشخص ساخته است ؛ همچون آيهء شريفه :
وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ لَأَخَذْنا مِنْهُ بِالْيَمِينِ
« 49 » و آيهء شريفه :
إِذاً لَأَذَقْناكَ ضِعْفَ الْحَياةِ وَ ضِعْفَ الْمَماتِ
« 50 » و آيهء شريفه :
وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ
« 51 » و آيات ديگرى كه در اين مورد وارد شده است كه دوگانگى گوينده و شنونده در عبارات بروشنى ديده مىشود و بلندى مقام گوينده نسبت به شنونده كاملا واضح است ، و اين حالت در اين نامه نيز وجود دارد با صرف‌نظر از تفاوتهاى ويژه‌اى كه بين سبك قرآن و اين نامه موجود است كه بر انسان اديب پوشيده نيست . ( 2 ) اين نحوه القاء ، اثر روانى ويژه‌اى دارد ، مخصوصا وقتى كه گوينده در صدد آن باشد كه از جنبهء عاطفى و احساسى در شنونده خود تأثير بگذارد كه در اين صورت چاره‌اى از اين نحوه سخن گفتن نمىباشد . به ويژه كه در هر دو حالت شنونده با كمال فروتنى ، برترى مقام گوينده را بر خود معترف است .
هامش
( 49 ) حاقه / 44 - 45 : اگر برخى از گفتارها را بر ما مىبست و به ما نسبت مىداد ، او را با دست قدرت خويش برمىگرفتيم . ( 50 ) اسراء / 75 : و در آن صورت ، به تو عقاب و جزاى مضاعف در حيات دنيا و آخرت مىچشانديم . ( 51 ) آل عمران / 144 : محمّد - صلّى اللّه عليه و آله - جز رسولى كه پيش از او نيز رسولانى آمده و در گذشته‌اند ، نمىباشد .