فقط در ضمن آن مدّت غيبت و پنهانى از بين مىرود . اين گونه ديدارهاى موقّت را در آينده بررسى خواهيم كرد . لكن گاهى پس رفتن پرده غيبت و آشكار شدن حضرت ، مشروط به آن است كه بيننده به هنگام ديدار ، حضرت را نشناسد ، و بعد از آنكه جدا شد ، متوجّه گردد . اين حالت در بسيارى از ديدارها اتّفاق افتاده است .
بنابراين مىشود گفت كه هر كس به درجه عالى ايمان برسد و از بوته امتحان و آزمايش به سلامت بدر رود ، حضرت را مىبيند و مىشناسد ، گرچه به خاطر التزام و تعهدى كه از اين گونه اشخاص گرفته مىشود كه كتمان كنند و اين سرّ را آشكار نسازند ، شناخت اين گونه افراد مشكل و دشوار است .
( 1 ) و بر اين گفتار ، مىتوان رواياتى را دليل آورد كه مىگويد ، حضرت در تقيّه به سر مىبرد ، تا آن وقت كه خداوند اجازهء ظهور و آشكارى همه جانب به او بدهد . مانند روايتى كه شيخ طوسى از على بن ابراهيم بن مهزيار در ديدارى كه با حضرت داشته است ، نقل مىكند كه حضرت در ضمن فرمايشاتشان به او فرمودند :
« خداوند مرا مأمور به بقيّه نموده و تا روزى كه خداوند به من اجازه ظهور و خروج فرمايد ، در تقيّه به سر خواهم برد . » « 55 »
مقصود از كلمه تقيّه ، خويشتندارى و حفظ خود از زيان و ضرر است و اين در صورتى است كه ضررى وجود داشته و يا احتمال آن باشد ، لكن در اشخاصى كه مورد اطمينان مىباشند ، اين احتمال وجود ندارد ، كه در اين صورت ديگر انگيزهاى براى غيبت نيست و دليلى بر پنهان ماندن و در پس پرده بودن باقى نمىماند .
( 2 ) در همين روايت على بن ابراهيم بن مهزيار مطلبى است كه بر اين مسأله دلالت دارد كه حضرت در دوران غيبت از مركز ستمگران و كجروان و منحرفين دور است ؛ در آنجا كه حضرت به او مىفرمايند :
« اى فرزند مازيار ، پدرم حضرت ابو محمّد از من تعهد گرفته كه با
هامش
( 55 ) غيبت طوسى / 161 .