( 1 ) 2 - روايت صدوق از قول محمّد بن مسلم ثقفى طحّان كه گويد : بر حضرت باقر - عليه السلام - وارد شده و مىخواستم كه درباره حضرت قائم آل محمّد - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - از آن حضرت بپرسم . پيش از آنكه چيزى بگويم ، حضرت به من گفت : اى محمّد بن مسلم ، در قائم آل محمّد - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - شباهتى از پنج پيامبر است . . . تا آنجا كه گفت : و امّا شباهت و همانندى او با حضرت موسى ، درازاى غيبت و ترس دائمى او است . « 53 »
شيخ طوسى گويد : از جمله چيزهايى كه به طور حتم جزء اسباب غيبت به شمار مىآيد ، ترس آن حضرت است از جان خود كه از ترس ستمگران و به خاطر جلوگيرى و مخالفت آنان از دخل و تصرّف حضرت در امور سياسى و اجتماعى مردم ، از ديدگان پنهان گشته و غيبت نموده است . « 54 »
( 2 ) با در نظر گرفتن اين مطلب ، مىتوان چنين نتيجه گرفت كه غيبت و پنهانى دائر مدار ترس است . تا وقتى كه ترس از جان وجود داشته باشد غيبت هم خواهد بود ؛ و هرگاه ترس از بين رفت ، ديگر دليلى براى ادامه غيبت نخواهد بود .
بر طرف شدن ترس ، يا به طور كامل انجام مىگردد ، و آن در وقتى خواهد بود كه مقدّمات آماده گشته و ياران و سربازان حضرت به اندازه كافى وجود داشته باشند ، در اين صورت غيبت از بين رفته و ظهور كامل رخ داده و زمين را پر از عدل و داد خواهد كرد . لكن اگر ترس به طور كامل از بين نرفته ، بلكه نسبى و شخصى بود ، در اين صورت نسبت به آن يك نفر و يا آن يك گروه خاص ، غيبت از بين رفته و حضرت براى آنها ظاهر مىشود . لذا اين امكان وجود دارد كه شخص حضرت را ببيند و بشناسد و با شناخت كامل به ديدار حضرت موفّق شود . اين گونه ديدار و زيارت براى افراد مورد اطمينان و كسانى است كه در ميدان آزمايش الهى سرفراز و پيروز شده كه ديگر دربارهء آنها احتمال كشتن يا سعايت و توطئه عليه حضرت از سوى آنان داده نمىشود .
( 3 ) گاهى نبود ترس بر جان حضرت ، فقط در يك برهه خاص زمانى است كه
هامش
( 53 ) كمال الدين / 327 .
( 54 ) غيبت طوسى / 61 .