تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
( 1 ) هدف دهم : اصرار و پافشارى حضرت ، بر خواندن دعاهايى كه از پدران معصوم و اجداد پاكش رسيده است كه در آنها مضامينى بس بلندپايه ، و حقايقى ژرف و عميق و گسترده ، در زمينه‌هاى فكرى و تربيتى ، وجود دارد . روشن‌ترين نمونه براى اين دستور ، در مورد شخصى است كه در شبى طوفانى در بين برف و بوران از قافله و كاروانش عقب مانده بود . به ناگاه در پيش روى خود باغبانى را در وسط باغ ديد كه با پارويى برفها را از روى درختان مىريخت . ( 2 ) راوى مىگويد : ديدم آن شخص به نزد من آمده و كنار من ايستاد و گفت : تو كه هستى ؟ گفتم : دوستانم رفته‌اند و من تنها مانده‌ام ، و راه را گم كرده‌ام . به فارسى به من گفت : « نماز نافله شب را بخوان ، تا راه را بيابى . » من مشغول خواندن نافله شدم ، بعد از آنكه نافله‌ام تمام شد ، نزد من آمد و گفت : نمىخواهى به روى ؟ گفتم : به خدا سوگند كه راه را نمىشناسم . گفت : « زيارت جامعه « 48 » را بخوان » من زيارت جامعه را حفظ نبودم و الان هم با اينكه بارها در عتبات عاليات آن زيارت را خوانده‌ام ، باز حفظ نيستم ، لكن در آن شب از جايم حركت كردم و همه‌اش را از حفظ خواندم . ( 3 ) بار ديگر نزد من آمد و گفت : نرفته‌اى و هنوز اينجا هستى ؟ مرا بىاختيار گريه گرفته و گفتم : آرى هنوز هستم ، راه را نمىشناسم . گفت : « زيارت عاشورا « 49 » را بخوان » راوى گويد : من زيارت عاشورا را حفظ نداشتم و الان هم حفظ نيستم ، لكن ايستادم و مشغول خواندن زيارت عاشورا شدم و تا آخرش خواندم . بار ديگر نزد من آمده و گفت : هنوز نرفته‌اى و اينجا هستى ؟ گفتم : نه ، من تا صبح بايد همينجا باشم . گفت : من همين الآن تو را به قافله مىرسانم . رفت و سوار الاغى شد و پارو را به دوشش انداخته و آمد و مرا پشت سر خود سوار كرد .
هامش
( 48 ) آن زيارتى است كه به كلمهء « السلام عليكم يا أهل بيت النبوّة . . . » آغاز مىشود و در زيارت همهء امامان خوانده مىشود . ( 49 ) زيارتى است كه به كلمهء « السلام عليك يا أبا عبد اللّه » شروع مىشود و مخصوص زيارت حضرت امام حسين ( ع ) است .