تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
( 1 ) بنابراين ، با در نظر گرفتن هر يك از اين نكته‌هاى پنج‌گانه ، بايد بگوئيم كه در هر يك از ديدارهايى كه حضرت با مردم داشته‌اند ، فقط به همان مسأله مورد نظر و احتياج ديداركننده پرداخته و جز برآوردن نياز او كارى ديگر و يا رهنمودى ديگر ، كه مربوط به مسائل اجتماعى باشد ، نداشته‌اند . علاوه بر اين كه مىدانيم راويانى كه از اصحاب خاص و مؤمنين با اخلاص بوده‌اند ، اگر هم حضرت رهنمودهائى به آنها داشته ، در هنگام نقل خبر آنها را نگفته و از انتشار آنها خوددارى كرده‌اند . و ديگر افراد كه در اين پايه از اخلاص و خصوصيّت نبوده‌اند ، آنها يا به خاطر اهميّت ندادن به آنها نقل نكرده‌اند ، و يا اگر نقل كرده‌اند به همان اندازه كه خود فهميده و درك كرده‌اند ، براى ديگران بازگو نموده‌اند ، كه به صورت تغيير يافته و مسخ شده كه در حد فهم آن شخص فقط بوده ، مطرح شده است ، و يك رهنمود عمومى و كلّى به حساب نيامده است . البته تمام آنچه كه گفتيم با فرض اين است كه قبول داشته باشيم كه رهنمودهاى عمومى و كلّى و اجتماعى در روايات مشاهده وارد نشده باشد ، لكن گاهى مطالبى را از راويان مىشنويم كه در آنها حضرت مصلحت را در آن ديده‌اند كه تا حد ممكن رهنمودى براى جامعه اسلامى داشته باشند و ارشاداتى بنمايند ، كه در فصلهاى آينده بدانها اشارتى خواهيم كرد . ( 2 )

امر سوم ديدار حضرت با عنوان حقيقى

: آيا ديدار و زيارت حضرت بقية اللّه با عنوان حقيقى خود ، در دوران غيبت كبرى ، نيازمند به مراتب بالايى از ايمان و وثاقت است - چنان كه برخى از پژوهشگران گفته‌اند - يا خير ؟ شكّى نيست كه در دوران غيبت صغرى ، شرط ديدار حضرت ، داشتن
هامش
قديم تنبلان اجتماع ما اين چنين مىگفتند و با اين بهانه‌جوئيها شانه از زير بار تكاليف اجتماعى و مسئوليّتهاى سياسى و خدمتهاى صادقانه مردمى خالى مىكردند . اللّهم فقّهنا فى الدين و أرنا مناسكنا . ( مترجم )