تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
تكرار هم نمىشود . لذا جز چند دقيقه بسيار كم ملاقات و مواجهه‌اى دست نمىدهد . و بر فرض امام - عليه السلام - از اين فرصت كوتاه بخواهد استفاده كند و فرصت را غنيمت شمرده و چند دقيقه‌اى هم مطالبى به اين شخص بگويند ، اين چند كلمه نمىتواند آن فرد را سر آمد قهرمانان و فردى برجسته و شهير بسازد . زيرا يا حضرت مىخواهد اين كار را از طريق معجزه انجام دهد يا به طور عادى و معمولى كار كند . ( 1 ) راه اوّل مسلّما بسته است زيرا در اين گونه معجزه حجتى اقامه نمىگردد ، زيرا حجّت بر آن شخص تمام شده و او اسلام آورده و مؤمن است و قانون معجزات درباره او جارى نيست . علاوه بر اينكه اگر اين گونه سازندگى واقع شود ، لازمه‌اش جبر است كه بطلانش در جاى خود در مباحث اعتقادى اسلامى ثابت گشته است . « 7 »
هامش
( 7 ) به عقيدهء اين جانب ، نيازى ندارد كه اسم اين كار را معجزه بگذاريد ، تا در تنگناى قانون معجزات گرفتار آييد . هيچ اشكالى ندارد كه لطف خدا شامل حال بنده‌اى از بندگانش بشود و به موجب « و آتيناه من لدنّا علما » چشمه‌هاى حكمت و علم بر قلب بنده‌اى مؤمن سرازير گردد ، و واقعا منشأ آثار و بركات گردد ، خود هدايت يافته راه خود را بازشناسد ، و روشنگر راه ديگران نيز بشود ، نه جبر باشد و نه تنگناى قانون معجزات او را در خود نپذيرد ، بلكه موهبت الهى او را در مقابل اشعهء تابناك خورشيد ولايتى حضرت بقيّة اللّه قرار دهد ، نور بگيرد و گرم شود ، و لو در يك دقيقه ملاقات مس وجود او را طلا كنند و خاك هستى او را كيميا گردانند . لكن آيا چنين افرادى شايسته و با اخلاص بوده‌اند ، و آيا ما تاريخ زندگى آنان را مىدانيم ؟ ما با چند نفر دوست هستيم و در بين دوستانمان چند نفر را مىشناسيم كه از گذرگاه محبوب گذشته و در جستجوى خانهء يار باشند ، و به هر چه نظر مىكنند به ياد او باشند ! ؟ راستى آيا كسى هست كه اين جمله را از سويداى دل بگويد كه : « عزيز عليّ أن أرى الخلق و لا ترى » و در ملاقات و ديدار با حضرت خود را نخواهد و خودخواهى را كنار بگذارد ؛ و اگر هم مشكلى دارد ، مشكلش مشكل نادانى و عدم معرفت باشد ، تا با يك نظر حل شود ! ؟ چه بسا بوده‌اند كه به جائى راه برده و هم چون خود حضرت از خوف جان به پناهگاه رفته و « ز آن كس كه خبر شد خبرى بازنيامد » و اگر خبرى يافت او را به حضرت نسبت نداد ، تا مشكلى برايش پيش نياورند . و اصولا اين چنين نيست كه اگر خداوند كسى را مورد لطف خود قرار داد و از راهى غير عادى و غير معمولى به او چيزى رساند ، مالى داد ، منالى داد ، قدرتى داد ، بصيرت و علمى داد ، هدايتى كرد ،