تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
( 1 ) و امّا از راه معمولى و عادى ، اين گونه تربيت عادى در زمانى اندك ممكن نيست . زيرا انسان براى تكامل علمى و عملى خود نيازمند زمان است تا به تدريج رو به كمال رود و گام به گام قدم برداشته ، خود را كامل سازد . و در اين راه حضرت فقط مىتواند چند قدمى به او كمك كند ؛ نه اينكه يك شبه ره صدساله برود . علاوه بر اينكه سخنى كوتاه و مجمل و پرمحتوى را افرادى عادى نمىتوانند بفهمند و نمىتوانند به تمام جوانب گسترده آن پى ببرند ، و اگر آن سخن عميق و پرمعنى نباشد چندان فايده‌اى ندارد و مشكلى را حل نمىنمايد . بنابراين - با در نظر گرفتن نكته چهارم - حضرت بايد از اين گونه ديدارها و رهنمودهاى اجمالى و مختصر صرف نظر كند ؛ زيرا جز از طريق اعجاز كارى نمىشود كرد كه آن هم بر طبق قانون معجزات در اين گونه موارد نبايد عملى شود . ( 2 ) نكته پنجم : با چشم‌پوشى از نكات گذشته ، اين مسأله - لااقل در حدّ احتمال - مطرح است كه : اگر اين گونه راهنماييها تكرار شود و مؤثّر افتد - طبق گفتهء خود سائل - اثرى بسزا در تغيير تاريخ اسلامى ، بلكه تاريخ بشرى ، به جا بگذارد . در صورتى كه چنين تغييرى مصلحت نيست و سبب عقب افتادن ظهور مىشود . چرا كه شرط اساسى ظهور وقتى پديد مىآيد كه امّت دورانهاى سلطهء ظلم و جور را پشت سر گذارد و در بوتهء آزمايشات و با مقابله با ظلم و جور - و نه در دامان آسودگى و خمودگى - تكامل - يافته ، پيراسته و توانا گردد . پس با توجّه به
هامش
اسمش را معجزه بگذاريم و شامل قانون معجزات كنيم كه اگر نبود ، آن را انكار كنيم . آرى اگر در معرض مردم و در ارتباط با مردم بود ، چنين چيزى را مىگوييم ، لكن دربارهء يك فرد يا افرادى در حدّ خودشان لزومى ندارد . مثلا اگر مريضى در توسّل به ذيل عنايات ائمّه - عليه السلام - مورد شفا قرار گرفت ، معجزه شده ، لكن لزومى ندارد از قانون معجزات تبعيّت كند . لطف و توجّه امام و يا وليّى از اولياء خدا شامل حال او شده است و ربطى هم به اقامهء حجّت ندارد . بر همين اساس اگر كسى مورد لطف امام زمان - ارواحنا فداه - قرار گرفت ، و به مقامى رسيد ، و كشفى برايش شد و انسانى و الا گشت ، اشكالى پيش نمىآيد . اللّهم ارزقنا رؤيته و محبّته ( مترجم )