تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
( 1 ) نكته سوم : آنچه از سيره و رفتار رسول خدا و ائمه - عليهم السلام - مىدانيم آن است كه در هر جا به مناسبت مقام سخنى گفته و تا از آنها سؤال نمىشد پاسخ نمىدادند ؛ و هرگاه كسى از آنان درباره مسائل عبادى و اجتماعى و يا درباره آفرينش سؤالى مىكرد ، سطح فكر او را در نظر گرفته و به اندازه درك و فهمش به او پاسخ مىداده‌اند ، و بيش از اندازه توانائى درك او ، به او چيزى نمىگفتند . البته اين حالت مختص به پيشوايان مذهبى نيست ، بلكه هر دانشمندى كه مىخواهد پاسخ پرسشى را بدهد ، سطح فكر و ميزان درك سؤال‌كننده را در نظر مىگيرد . اين چنين نيست كه دانشمندى مثل انيشتين ، تمام جزئيّات نظريّهء نسبيّت خود را به هر كس كه از او چيزى بپرسد ، بگوئيد ؛ بلكه كلياتى از نظريّه را در اختيار او مىگذارد . و مقصود اصلى از فرمايش « خاطب الناس على قدر عقولهم » همين است و اين خود مطلبى بسيار روشن و بديهى است . و جز اين از حضرت انتظارى نيست كه بايد سطح فكر افراد را در نظر گيرد و با ملاحظهء مرتبهء عقل و فرهنگ ايشان سخن بگويد . حال ، وقتى مىدانيم كه هدف از ديدار با شخصى ، رفع گرفتاريها و حل مشكلات اوست ، بدون اينكه سطح فكر او در نظر گرفته شود ؛ و نيز مىدانيم كه بسيارى از كسانى كه با حضرت مواجه شده‌اند ، داراى افكار بلند و معلومات گسترده‌اى نبوده ، نوعا افرادى عامى و معمولى بوده‌اند ، نبايد انتظار داشته باشيم كه بيش از اندازه نياز و رفع مشكلات مطلبى به آنان گفته شود ، و يا آنها را در جريان مسائل اجتماعى و سياسى بگذارند . و اين خود يك اصل اساسى است كه خط مشى كلّى سياست حضرت را تعيين مىكند . ( 2 ) نكتهء چهارم : اگر از نكته سوم چشم بپوشيم و بگوئيم كه حضرت بدون در نظر گرفتن سطح فكر افراد ، مسائلى را به آنها مىگويند ، نبايد انتظار داشته باشيم از آن مختصر راهنمائيها شخصيتهائى برجسته ساخته شوند ؛ زيرا ديدار چندان به درازا نمىكشد كه فردى بتواند تمام مسائل را پرسيده و همه را بفهمد ، و نوعا ديدارها
تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 134 | سيد حسن افتخارزاده / السيد محمد الصدر