تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
( 1 ) دو مطلب اخير از دو جهت پاسخ داده مىشود : 1 - قبلا ما اين دو روايت را رد كرده و جهتش را بازگو كرديم كه چرا نمىشود اين دو روايت را - كه حضرت در مدينه و يا در صحراها زندگى مىكنند - قبول كرد و لذا ديگر معارضه‌اى بين آنها و روايات مشاهده باقى نمىماند . 2 - آنچه بيشتر اين روايات بر آن دلالت مىكنند آن است كه حضرت در اين ساليان اخير بيشتر اوقات در عراق ساكن است و لذا سكونت حضرت در بيابانها و در مدينه در بعضى اوقات امكان دارد . و لذا مىتوانيم فرض كنيم كه برخى اوقات حضرت در مدينه و يا در وسط بيابانها و درّه‌ها سكونت دارند . و مخصوصا كه دانستيم در دورانهاى اخير حضرت نيازى به كناره‌گيرى از مردم ندارند و مىتوانند راحت به صورت ناشناخته در بين مردم زندگى كنند . اين بود دسته‌بندى كلّى اخبارى كه در باب ديدار حضرت وارد شده و بار ديگر تذكّر مىدهيم كه گرچه برخى از اين روايات به تنهايى قابل مناقشه و اشكال است و چندان اعتبارى ندارد ، لكن از مجموع آنها براى ما مسأله ديدار و زيارت حضرت بطور قطع و مسلّم به دست مىآيد و نمىشود گفت كه تمام كسانى كه به زيارت حضرت نائل آمده‌اند ، اشتباه كرده و دروغ گفته‌اند . ( 2 )

امر دوم : درباره اخبار و روايات ديدار

اگر ديد عمومى اسلام را نسبت به اجتماع و جامعه در نظر بگيريم ، اشكالى بر كليه اخبار و روايات مشاهده وارد مىشود ، كه خلاصه‌اش اين است : در هيچ‌يك از ديدارهايى كه مردم تحت هر عنوانى با حضرت داشته‌اند ، هيچ‌گاه سخنى كه مربوط به جامعه بوده و دستورى كه به مصلحت عمومى مردم باشد شنيده نشده ، با اينكه انتظار چنين است كه در اين فرصت ديدار ، حضرت به تربيت و ارشاد شخص ديداركننده پرداخته ، او را با فرهنگ اجتماعى عميق اسلامى آشنا ساخته ، و در ضمن چند كلمهء مختصر مسائل مهم اجتماعى را - كه روشنگر راه او و ديگران باشد - به او بنماياند ، و او را وادار به شركت در مسائل مهم مملكتى و ساختن بناء عظيم اجتماعى بنمايد . و حال اينكه چنين خبرى در هيچ يك از روايات ديده نمىشود و اگر چنين ارشاد و تربيتى نسبت به آن فرد
تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 132 | سيد حسن افتخارزاده / السيد محمد الصدر