( 1 ) 3 - بيشتر همكاران عمده و فرماندهان و افسران حضرت بعد از ظهور از شيعيان عراق خواهند بود ، و از ساير كشورها كمتر خواهند بود ( اين مطلب را در كتاب سوم خود به طور مفصّل بحث خواهيم كرد ) و اين بدان جهت نيست كه خاك عراق بر ديگر جاها برترى دارد ، بلكه بدان جهت است كه شيعيان و طرفداران حضرت در اين كشور مورد ظلم و ستم قرار گرفته و هر چه بيشتر بر آنها ظلم و ستم وارد شود ، بر اخلاص و توجّه آنها به حضرت افزوده مىشود . به خاطر اين سه ويژگى است كه عراق مىتواند مركز حكومت جهانى اسلامى حضرت بشود .
البته نبايد قسمت عمدهاى از مناطق ايران را كه آنها نيز داراى اين خصوصيّات هستند فراموش كنيم ؛ و از اين جهت كه اين مناطق نيز مجاور عراق مىباشند مىتوان اين مركزيّت را تعميم داده و شامل اين نقاط ايران هم بدانيم .
( 2 ) پرسش دوم : روايات مشاهده گوياى آن هستند كه محل زندگى و سكونت حضرت در عراق است ، لكن مطالب ديگرى وجود دارد كه بر خلاف اين امر دلالت مىكند :
مطلب اوّل همان است كه پيشتر يادآورى شد كه طبق نظريّه اساسى دوم بهترين برنامهاى كه مىشود براى زندگى حضرت مهدى - عليه السلام - فرض كرد ، اين است كه حضرت در هر دورهاى در يك جاى مخصوص زندگى كند ، تا كسى او را نشناسد و از وضعيّت او آگاه نگردد ؛ كه گفتيم ممكن است در هر پنجاه سال در يك شهر زندگى بكند .
واقعيّت اين است كه اين مطلب با اينكه حضرتش بيشتر اوقات در عراق باشد ، منافاتى ندارد ؛ زيرا به راحتى قادر است در شهرهاى متعددى از همين كشور زندگى بكند و كسى حضرت را نشناسد .
مطلب دوم روايتى است كه قبلا ذكر شد و طبق آن حضرت مدينه منوّره را براى سكونت خود برگزيده است .
مطلب سوم اينكه در بعضى از اخبار و روايات شنيديم كه حضرت صحراها و درّهها را براى سكونت خود برگزيده ، چنان كه در روايت على بن مهزيار چنين آمده بود .
تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 131
مساهمون: سيد حسن افتخارزاده
ص١٣١