( 1 ) مرحوم حاجى نورى دو روايت در اين باره نقل كرده است كه در يكى حضرت به شكل سيّدى كه راوى او را مىشناخت كه فردى نادان و كودن است ، ولى بعد كه از او مطالبى علمى شنيد و آن سيّد معروف انكار كرد كه اين مطالب از او باشد ، فهميد كه آن شخص كه مطالب را به او گفته است حضرت بوده است نه اين شخص . « 5 »
و در روايت دوم راوى حضرت را به صورت شيخى كه قبلا او را مىشناخت ديده است . « 6 »
اين دو روايت ، مطلب ديگرى را اثبات مىكند ، و آن اين است كه حضرت به شكلهاى گوناگون ظاهر مىشود ، و اين مطلب را بايد با دو نظريّه اصلى غيبت بسنجيم و ببينيم چگونه با آنها مطابق مىشود .
( 2 ) امّا نظريّه پنهانى شخص و جسم : طبق اين نظريّه ، لازم نيست كه حتما حضرت به صورتهاى گوناگونى ظاهر شود زيرا ممكن است كه حضرت هرگاه مىخواهد بر شخصى خود را آشكار كند ، به شكل و صورت حقيقى خود ظاهر شود و هميشه به يك شكل باشد . لكن ممكن است كه طرفداران اين نظريّه بگويند چون اصل پنهانى بدن حضرت به صورت اعجاز انجام مىگيرد ، در مواردى كه لازم باشد ، ممكن است اين حالت اعجاز گسترش يافته شامل حالات مخصوص و شكل و قيافهء حضرت نيز بشود ، زيرا خداوند بر همه چيز تواناست . لكن حقيقت آن است كه اگر در اين نظريّه قدرى بينديشيم ، انحراف و لغزشى بس بزرگ خواهيم ديد كه با هيچ يك از افكار و انديشههاى اسلامى تطبيق نمىكند ولى فعلا به بررسى عميق آن نمىپردازيم .
( 3 ) درست همان است كه ما گفتيم كه مقصود از غيبت ، پنهانى شخص نيست ، بلكه پنهانى و غيبت شخصيّت و عنوان حضرت است و هر چند خداوند بر همه چيز تواناست ، لكن اين بدان معنى نيست كه در هر مسأله و موردى مرتب
هامش
( 5 ) نجم ثاقب / 368 .
( 6 ) نجم ثاقب / 373 ، مقصود از سيّد و شيخ كسانى هستند كه داراى لباس روحانيّت هستند ؛ سيّد از اولاد پيامبر اسلام ، و شيخ كسى است كه از اولاد آن حضرت نباشد .