و يا از طريق نمايندگان خود كارهائى را در تمام گوشه و كنار دنيا انجام دهد و هيچگونه سؤال و پرسشى براى هيچ كس پيش نيايد كه اين كار را چه كسى كرده تا عامل آن را شناسايى كرده و بعد از شناخت حضرت نقل و روايت نمايد .
( 1 ) 3 - اين روايات بيشتر از اين را نمىرساند كه حضرت اغلب اوقات را در عراق بسر مىبرد و اين معلوم است كه هر كس در هر جا بيشتر ساكن باشد ، عمل و آثار او هم در آنجا بيشتر خواهد بود . مخصوصا كه اگر در برخى از سفرها مشكلات و گرفتاريهايى هم داشته باشد و باعث شناخته شدن حضرت بشود . و اينكه حضرت عراق را براى سكونت و زندگى خويش برگزيده باشد ، هم امكان دارد و هم احتمالش بيشتر است ، و با هيچ يك از دو نظريّه اصلى مخالفت ندارد .
مخصوصا كه در دوران غيبت صغرى همانجا محل سكونت حضرت بوده است و مزار و مدفن پدران و اجداد حضرت همانجاست و مركز بسيارى از تحوّلات صدر اسلام همچون واقعه عاشورا و كربلا بوده است ، و در بخش سوم همين مجموعه اين مطلب را اثبات خواهيم كرد كه بعد از ظهور حضرت ، عراق مركز حكومت جهانى اسلامى خواهد شد .
( 2 ) در اينجا دو پرسش پيش مىآيد كه اگر آنها را مطرح كرده و به پاسخ آن بپردازيم مناسبت خواهد داشت :
پرسش اوّل : چرا عراق مركز اسلام باشد و ديگر جاها از اين ويژگى برخوردار نباشد ، با اينكه از نظر اسلام تمام اماكن مساوى است و تمام انسانها در پيشگاه فرامين اسلامى يكسان هستند ، و سرزمينها و زبانها را در پيشگاه قانونگذار اسلام و عدالت الهى اسلامى بر يكديگر مزيّتى نيست .
پاسخ : مركزيت يافتن عراق براى اين كار به خاطر يك خصوصيّت ذاتى نيست ، بلكه به خاطر ويژگيهايى است كه آن را مىتواند به صورت تنها مركز بزرگ اسلامى در آورد و آن ويژگيها از اين قرار است :
1 - از نظر جغرافيايى عراق در دوران غيبت در وسط و ميانه كشورهاى اسلامى قرار گرفته كه ابتدايش هند و اندونزى و پايانش مراكش و غرب آفريقاست .
2 - عراق مسكن شيعيان حضرت و معتقدان به وجود آن بزرگوار است .
تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 130
مساهمون: سيد حسن افتخارزاده
ص١٣٠