تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
اين دو ويژگى در تمام اخبارى كه در اين باره آمده و در كتابها نوشته شده و يا در مواردى عينا ديده شده و يا از اشخاصى شنيده شده است ، وجود دارد ، و با وجود آنها اين روايات نيز بر وجود حضرت مهدى - عليه السلام - دلالت قطعى داشته ، گرچه در زمرهء روايات مشاهده وارد نگرديده است . ( 1 ) در اينجا مىخواهيم بگوييم كه هيچ گونه دليل عقلى و يا نقلى بر بطلان تمامى خوابها وجود ندارد . آرى ، شكى نيست كه بسيارى از خوابهاى بىارزش و باطل است و حقيقتى ندارد و برخاسته از هواها و هوسها و تمايلات نفسانى است ، لكن ترديدى در وجود خوابهاى راستين و مطابق واقع نيست كه در بسيارى موارد ، به نحوى ، تحقق آنها در عالم بيدارى ديده مىشود ، و اين قابل انكار نيست . البته انسان آزاد است كه هرگونه تفسيرى كه مىخواهد براى اين امر بكند ، لكن نمىشود آن را حاصل تصادف دانست ، زيرا تعداد رؤياهاى صادقه در طول تاريخ به قدرى زياد است كه نمىتوان احتمال تصادف را در اين زمينه مطرح نمود . ( 2 ) حال اگر رؤيا با امرى ديگر غير از مطابقت با واقع همراه باشد ، بدون شك در شمار معجزات خواهد بود مانند اينكه مثلا كسى در خواب انسان را دعا كند و در بيدارى شفا بيابد و يا وقوع و تحقق كارى را در خواب وعده دهد و در بيدارى اتفاق افتد و يا چيزى را كه انسان نمىدانسته ، در خواب خبر دهد ، در عين حال نمىخواهيم براى رواياتى كه فقط منحصر به نقل يك خواب است ، ارزشى قائل باشيم ، زيرا در اخبار مشاهده روايتى كه فقط خوابى را نقل كند ، وجود ندارد ، بلكه در آن روايت خواب و بيدارى با هم شركت داشته و معجزه‌اى را كه دلالت بر وجود حضرت مىكند ؛ و آن خود بهترين دليل بر صدق خواب است ، نقل مىنمايد . به هر حال ، اين گونه روايات تعدادش كم است ، و اگر خواب را بىارزش دانستيم نسبت به آنچه كه در بيدارى اتّفاق افتاده است ، بىاعتنا نخواهيم بود و آنها خود براى ما حجّت خواهند بود . ( 3 ) بخش ششم : اخبار و رواياتى كه مىگويد حضرت را مردم به صورت شخص معروفى مىبينند .