بىفايده بوده و بيشتر به كارهاى شخصى و سازندگيهاى فردى مىپرداخته ، همانها را هم روايت كردهاند ، و لذا آثار اجتماعى و تأثيرات همگانى امام - عليه السلام - را در جامعه كمتر نقل نمودهاند .
( 1 ) 3 - بايد بدانيم كه در بسيارى از ظلمها و ستمهايى كه در طول تاريخ موجود بوده ، شرط اول اقدام در كارها وجود نداشته ، و آن شرط اين بود كه اگر حضرت مىخواست نسبت به آنها اقدامى كند ، مىبايست ظاهر شود و اقدام كند و اين ظهور و اقدام با اصل غيبت حضرت منافات داشت و قبلا گفتيم كه هر گونه عملى كه با اصل غيبت منافات داشته باشد ، نبايد حضرت آن را انجام دهد .
( 2 ) 4 - در بسيارى از موارد ظلم شرط دوم وجود ندارد ؛ و آن اين بود كه بايد تودههاى مردم آماده ظهور گردند و سطح فكر و انديشهء آنان به جايى برسد كه بتوانند تعاليم حضرت را درك كنند و در پيشگاه واقعيت و خداوند و آيندهء خود احساس مسئوليّت بنمايند ، و اين خود يكى از شرايط مهم ظهور حضرت است و لذا براى حفظ شرايط ظهور ، براى ايجاد اين مقدمات ، حضرت اقدام به بر طرف كردن اين گونه ظلمهاى عمومى نمىكند ، بر خلاف ظلم و ستمى كه بر يك فرد تنها وارد مىشود ، كه در آن صورت اقدام براى رفع ظلم از آن يك فرد با اين شرط منافات ندارد .
به هر حال ، آنجا كه بر طرف ساختن ظلم و ستم ، منافات با آمادگى مردم به خاطر بودن آن نداشته باشد ، و ديگر شرايط وجود داشته باشد در آن صورت حضرت اقدام به رفع ظلم خواهد كرد . و با توجّه به اينكه ظلم شخصى - بر خلاف ظلمهاى عمومى و اجتماعى - غالبا اثرى در ايجاد آمادگى مزبور ندارد ، لذا اقدامات آن حضرت در رفع ظلمهاى شخصى بيشتر بوده است .
بنابراين بسيار منطقى خواهد بود كه بگوييم بر اساس جهات چهارگانه مذكور كارهاى اجتماعى حضرت از كارهاى شخصى و فردى كمتر است و يا لااقل كمتر روايت شده است .
( 3 ) بخش سوم : در برخى از روايات ديدار و مشاهده حضرت مهدى - عليه السلام - به طور آشكار در صحنهء حادثه ظاهر نمىگردد ؛ و لااقل نسبت به راوى
تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 125
مساهمون: سيد حسن افتخارزاده
ص١٢٥