- اگر حتمى نگوييم - ديدارهاى بسيارى روى داده باشد كه كسى از آنها آگاه نشده و به كسى هم نگفتهاند و نيز حضرت به جمعيّتهاى بسيار پيوسته و به آنها كمك كرده باشد و آنان لب به سخن نگشوده و به علل گوناگون كسى را از آن آگاه نكردهاند . بلكه مىشود گفت ، ديدارهايى كه گفته نشده ، بيش از آنهايى است كه نقل شده است .
بررسى روايات :
به هر حال ، روايات وارده در اين موضوع را از حيث محتوى و مدلول در ضمن چند امر بررسى مىكنيم :
( 1 )
امر اوّل [ تقسيمبندى روايات ]
: روايات به چند دسته تقسيم شده و سبك و شكل كلّى آنها چگونه است ؟
و ديداركننده چه شخصى بوده و تا چه اندازه مىشود به او اطمينان كرد ؟ و مقصود حضرت از ديدار او چه بوده و چگونه در ضمن ديدار ، سلامت و غيبت خود را حفظ كرده است ؟
از اين جهات روايات با يكديگر تفاوت داشت ، و مىشود آنها را در چندين بخش تقسيم كرد :
( 2 ) بخش اوّل : رواياتى كه معجزات بسيارى را به حضرت نسبت مىدهد .
در اين موضوع چهار روايت داريم .
قبلا گفتيم كه معجزه براى اقامه دليل و حجّت است و بيشتر از آن از آفريدگار حكيم صادر نمىشود ، و با اين ملاك معجزاتى كه بيشتر از اندازه نياز صادر شده و روايت گشته ، از درجهء اعتبار ساقط مىشود ، و تا وقتى نتوانيم وجهى براى صحّت آن بيابيم ، لزومى بر پذيرش آنها نيست ، گرچه اصل روايت بىاعتبار نمىشود ، زيرا قبلا گفته شد كه بىاعتبار بودن جزئى از مدلول يك روايت ، موجب بىارزشى و بىاعتبارى تمام روايت نمىشود .
علاوه بر اينكه براى تصحيح آنها راههايى نيز وجود دارد :
راه اوّل : گرچه گفتيم كه معجزه منحصر است به مورد اقامه حجّت ، لكن بايد توجه داشت كه اين قاعده همانطور كه مقتضى آن است كه بيشتر از مورد