تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
در اينجا بحث از قواعد عمومى كه موضوع جهت نخستين بحث ما بود ، پايان پذيرفته و اينك به روايات و اخبار نظر انداخته ، تا ببينيم مقتضاى آنها چيست و آيا با قواعد عمومى سازگار هست يا نه . ( 1 )

جهت دوم [ از ديدگاه روايات ديدار و مشاهده ]

: اخبار مخصوصى كه بر ديدار و مشاهده حضرت در دوران غيبت كبرى دلالت مىكند : داستانها و اخبار ملاقات بسيار فراوان است و به حد تواتر مىرسد ، به طورى كه به هنگام مراجعه و استقراء موارد آن ، يقين پيدا مىكنيم كه فى الجمله ديدارها و زيارتهايى با آن حضرت بوده ، گرچه تك تك روايات و اخبار ، به خودى خود يقين‌آور نباشد و قابل مناقشه و اشكال باشد . « 1 » آنچه كه به دست ما رسيده ، بيشتر از صد روايت است ، برخى از آنها را علامه مجلسى در بحار الانوار « 2 » آورده ؛ و محدث بزرگوار حاج ميرزا حسين نورى در كتاب نجم ثاقب ، صد داستان را نقل كرده است ، و در اين باره رسالهء مخصوصى به نام « جنة المأوى » نوشته و به جلد سيزدهم بحار افزوده و بدان ملحق كرده و در آن پنجاه داستان را آورده است . و در ديگر مدارك و بر سر زبانها داستانهاى بيشتر از اين نقل شده است . ( 2 ) در كتاب تاريخ غيبت صغرى « 3 » اين مسأله را يادآور شديم كه احتمال دارد
هامش
( 1 ) اين گونه تواتر را در اصطلاح تواتر معنوى مىگويند . تواتر لفظى اين است كه لفظ و يا يك رويداد را تمام راويان به يك صورت نقل كنند و به حدّ تواتر برسانند كه خبر متواتر حجّت بوده و يقين‌آور است . لكن تواتر معنوى آن است كه داستانها و قضاياى زيادى را پيرامون يك شخص و يا موضوع نقل كنند كه در تك تك داستانها تواترى نيست ، لكن از مجموع يك حقيقت مشترك در همه فهميده مىشود ؛ مانند روايات وارده دربارهء شجاعت حضرت على - عليه السلام - كه از مجموع روايات يك اصل فهميده مىشود . اين گونه متواترها را متواتر معنوى گويند . ( مترجم ) ( 2 ) جلد سيزدهم ( كمپانى ) ص 143 به بعد ؛ طبع جديد 52 / 159 به بعد . ( 3 ) ص 647 .