( 1 ) 3 - هرگاه حضرت مهدى - عليه السلام - موردى را ببينند كه لازم باشد به آنجا مسافرت كنند و خطرى براى آن حضرت - نه براى شخص و نه براى غيبت ايشان - نداشته باشد و انجام آن كار نيز لازم باشد ، در اين صورت به طور طبيعى آن مسافرت را انجام مىدهند و آن كار را عمل مىنمايند ، زيرا انجام آن وظيفهاى اسلامى براى آن بزرگوار مىباشد .
اين گونه مسافرتها براى حضرت امكان دارد ، زيرا مسافرت مىكند و كار خود را انجام مىدهد و برمىگردد ، و جز آن شخص كه با حضرت ديدار كرده ، ديگر كسى او را نمىشناسد . البته با در نظر گرفتن وجوه فوق ، اين مسأله كمتر اتفاق مىافتد و اين گونه مسافرتهاى طولانى براى انجام يك كار مخصوص زياد نمىباشد .
به هر حال اين دو وجه دوم و سوم با هر دو نظريّه اصلى سازگار است ، زيرا هم ديدار تصادفى و هم مسافرت به راه دور ، براى انجام يك كار ، هم با خفاء شخص و هم با خفاء عنوان امكان دارد .
( 2 ) 4 - حضرت براى انجام كارى كه مىخواهد انجام دهد ، از طريق معجزه و به صورت اعجاز عمل مىكند ، چه در رفتن به جاهاى دور دست و يا در هر محلّى كه مىخواهد بدان هدف برسد ، معجزهاى به كار برده و به مسافرتهاى دور مىرود و كارهاى گوناگون را در كمترين زمان انجام مىدهد .
اين وجه نيز با هر دو نظريّه سازگار است ، لكن طبق قانون معجزات بايد در صورتى باشد كه اقامه حجّت و اثبات حق متوقف بر آن باشد كه كسى را بخواهند هدايت كنند ، و يا ظلم و ستمى را از كسى بر طرف سازند ، و بعيد است كه در صورت انجام و برآوردن نيازى شخصى گرچه خيلى زياد و مهم باشد ، دست به اعجاز بزنند و از طريق معجزه عمل نمايند .
البته اين معجزه غير از آن است كه حضرت براى معرفى خود انجام مىدهد ، لذا گاهى اتفاق مىافتد كه هر دو معجزه انجام مىپذيرد ، و گاهى فقط يكى از آن دو كافى است ، و گاهى هر دو هدف با يك معجزه برآورده مىشود .
چنان كه گاهى نيز هست كه اصلا نيازى به اعجاز نيست ، و اين در موارد گوناگون فرق مىكند .
تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 120
مساهمون: سيد حسن افتخارزاده
ص١٢٠