تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
مسأله بايد دو نكته را در نظر داشته باشيم : 1 - در بسيارى از موارد ، مسافت بين حضرت و ديداركننده زياد است و لذا آن حضرت بايد هميشه در حال مسافرت به نقاط دور دست باشد ، تا بتواند به رفع گرفتارى مردم برسد . 2 - مسافرتهاى زياد حضرت با غيبت منافات دارد ، زيرا ممكن است حضرت شناخته شوند . مخصوصا كه بايد براى رفع مشكلات ديدارى حضورى دست دهد . ( 1 ) پاسخ اين مشكل را از چندين راه مىشود داد ، مخصوصا كه اين مسأله مورد قبول است كه هرگاه خطرى براى غيبت وجود داشته باشد ، آن كار را حضرت انجام نمىدهد . و اگر چه آن عمل تمام شرايط را داشته باشد ، وقتى كه امكان آن و انجام آن دشوار بود ، ديگر وظيفه‌اى براى حضرت نخواهد بود و لذا آن كار انجام نمىگيرد . روشهايى كه مىتوان اشكالات را بر طرف ساخت ، چندين راه است : 1 - نيازى ندارد كه فرض كنيم شخصى كه حضرت مىخواهد خود را براى او آشكار كند ، حتما در جاى دوّمى باشد ، بلكه ممكن است در همان مكان و جامعه‌اى باشد كه حضرت نيز در همانجا زندگى مىكند ، لذا نيازى به مسافرتهاى متعددى نيست ؛ چه اينكه حضرت در آن جامعه به طور پنهانى و طبق نظريّهء اول زندگى كنند ، يا طبق نظريّهء دوم . لذا ديگر مشكلى پيش نخواهد آمد . 2 - ديدارهاى تصادفى ، كه در برخى از ديدارها ممكن است وجود داشته باشد كه حضرت در برخى از مسافرتهاى خود ، به طور تصادفى ، با فرد و يا گروهى برخورد كند كه لازم باشد خود را بر آنها آشكار سازد و گرفتارى آنها را بر طرف نمايد . ( 2 ) البته نمىشود تمام ديدارها را بر تصادف حمل كنيم ، لكن در برخى از آنها اين را مىشود گفت . و در اين صورت ديگر اين سؤال پيش نمىآيد كه حضرت چگونه مسافرتهاى متعدد و پياپى انجام مىدهند ، زيرا در ديدارهاى تصادفى مسافرت به خاطر آن نيست ، بلكه به خاطر كارى ديگر است و در ضمن آن ديدارهايى هم روى مىدهد .