- عليه السلام - را نمىشناخته و از خصوصيات ظاهرى وى اطلاعى ندارد و لذا صرف ادعاى آن حضرت براى او كافى نيست .
( 1 ) معجزهء سوم پنهان شدن مجدد آن حضرت است ، پس از آشكار شدن براى شخص ديداركننده . وقوع اين سه معجزه در صورت صحّت نظريّه اوّل براى تحقق رويارويى و مشاهده ، لازم مىباشد .
امّا در صورتى كه نظريّهء دوم را ، كه طبق آن آنچه به طور دائم پنهان است ، عنوان حقيقى حضرت قائم - عليه السلام - مىباشد ، بپذيريم ، نيازى به معجزهء اوّل نيست ، بلكه كافى است آن حضرت با فرد مورد نظر ، مانند ساير انسانها روبرو شود و منظور خود را از ديدار برآورده سازد و شخصيّت حقيقى خود را به او - اگر چه به گونهاى باشد كه پس از اتمام رويارويى متوجّه گردد - بشناساند . و نيز در بسيارى از اوقات نيازى به معجزهء سوم نمىباشد ، بلكه آن حضرت ، به طور عادى ، پس از پايان ديدار ، ملاقاتكننده را ترك مىكند ، و اگر لازم باشد قبلا برنامهاى را طرح و اجرا مىنمايد كه اين عمل جلب نظر نكند .
آرى ، در صورتى كه هنگام ملاقات ، امام - عليه السلام - به گونهاى در تنگنا قرار گيرد كه بيم از ميان رفتن و انتفاى غيبت عامه ايشان برود ، چارهاى از پنهان شدن به طريق اعجاز نيست و اين معجزه در اين شرايط با قانون معجزات مطابقت دارد ، زيرا برقرارى غيبت ايشان براى تحقق روز موعود لازم مىباشد .
( 2 ) و اما معجزه دوم ، كه براى معرفى و اثبات شخصيّت حقيقى آن حضرت لازم است ، در بسيارى از ديدارها مورد نياز مىباشد ، زيرا صرف ادعاى آن حضرت كافى نيست و بايستى ايشان بر مدعاى خود دليلى بياورد و اين دليل جز معجزه نتواند بود ، و لذا اين معجزه نيز با قانون معجزات مطابقت دارد .
آرى ، گاهى نيازى به اين معجزه نيست و آن در مواردى مىباشد كه ديداركننده ، حضرت مهدى را از قبل مىشناخته است . چنان كه اگر يك بار قبلا آن حضرت را ديده باشد و براى وى دليل بر صحّت ادعاى ايشان اقامه شده باشد ، و سپس بار ديگر آن حضرت را ببيند و بشناسد ، نيازى به اقامهء دليل مجدد نيست و به اين ترتيب ملاقات او با حضرت مهدى - عليه السلام - كاملا طبيعى خواهد
تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 117
مساهمون: سيد حسن افتخارزاده
ص١١٧