1 - ديدار حضرت مهدى - عليه السلام - با عنوان غير واقعى ايشان ، بطورى كه كاملا براى ديداركننده ناشناس باشند . اين گونه ديدار به فراوانى به طور دائم براى كسانى كه در محل زندگى ايشان سكونت دارند ، و يا افرادى كه با ايشان برخورد مىنمايند - در هر نقطهاى باشد - روى مىدهد .
2 - ديدار و رويارويى با آن حضرت در عنوان حقيقى ايشان ، بدون اينكه اين امر را ملاقاتكننده - مگر پس از پايان گرفتن رويارويى - متوجّه باشد . اين ، همان حالتى است كه اكثر ديدارهاى نقل شده را شامل مىشود .
3 - ديدار آن حضرت با عنوان حقيقى ايشان ، در حالى كه ديداركننده نيز در اثناى ملاقات متوجّه اين امر باشد . اين گونه ديدار در اخبار مشاهده و ديدار ، بسيار كم نقل شده است ، زيرا غالبا مخالف مصلحت بوده و با غيبت تامه و كامل حضرت مهدى - عليه السلام - منافات دارد .
( 1 )
امر دوم : كيفيّت رويارويى با آن حضرت
- عليه السلام - چگونه است ؟
اين مسأله نيز بر طبق دو نظريّه اصلى در مورد نحوه پنهانى حضرت صاحب الامر - عجّل الله تعالى فرجه - تفاوت پيدا مىكند .
اگر نظريّه اوّل را بپذيريم ، اين رويارويى نيازمند وقوع چند معجزه خواهد بود . زيرا چنان كه دانسته شد اين نظريّه مبتنى بر پنهانى دائمى بدون آن حضرت به طريق اعجاز مىباشد و امكان رويارويى با آن حضرت به طور طبيعى وجود ندارد ، و لذا براى تحقق آن بايستى چند معجزه صورت گيرد :
( 2 ) معجزهء اوّل آشكار شدن - به طور استثنائى - در ضمن استمرار و تداوم اختفاى ايشان - به جهت مصلحتى خاص - مىباشد . اين ظهور حالت پنهانى اعجازى و دائمى حضرت صاحب را قطع مىكند و لذا خود نيز معجزهاى محسوب مىشود .
( 3 ) معجزهء دوم به عنوان دليلى قاطع براى اثبات حقانيت و صحت ادعاى آن حضرت براى ملاقاتكننده ، ضرورى است ، اگر چه به گونهاى باشد كه حقيقت را ، پس از پايان گرفتن ديدار ، روشن سازد . زيرا ديداركننده قبلا حضرت مهدى