كمبود در آن جامعه فرضى مشاهده گشت ، نمىشود گفت كه اين جامعه ، يك جامعه نمونه اسلامى است ، مخصوصا برخى از اشكالات وارده از ضروريّات اسلام بود كه بدان توجّهى نشده بود .
( 1 ) بنابراين چنين جامعهاى وجود ندارد ، زيرا اگر جامعهاى اينچنين وجود داشت و زير نظر آن حضرت اداره مىشد ، اين نقايص و كمبودها در آن وجود نمىداشت . پس با توجّه به اين ايرادات و اشكالات ، دو روايت انبارى و مازندرانى ، از اعتبار مىافتد و نمىتوان بدانها پايبند و معتقد بود . « 24 » و بدين ترتيب ديگر دليلى بر اينكه حضرت بقيّة اللّه - عليه السلام - در دوران غيبت ، اقدام به تأسيس يك جامعه نمونه كرده باشد ، وجود ندارد ، و جز اين نيست كه وجود مقدّس آن حضرت ذخيره شده تا در روز موعود ، دولت حق و عدل را در سراسر گيتى برپا سازد . عجل الله تعالى فرجه الشريف .
هامش
( 24 ) چنان كه قبلا نيز اشاره كرديم بسيارى از اين اشكالات وارد نيست و نمىتوان آنها را دليل بر انكار وجود چنين جامعهاى گرفت . البتّه اعتقاد به وجود چنين شهر و ديارى هم واجب نيست .
براى اطّلاع بيشتر از مسألهء جزيرهء خضراء به كتابى كه به همين اسم منتشر شده است ، مراجعه كنيد . ( مترجم )