آن ، كه اين زمينههاى فكرى در تمامى مردمى كه در چنين اجتماعى زندگى مىكنند و از علماى دينى تقليد مىكنند وجود دارد . ( 1 ) اين تأثرات را در چندين موضع از روايت مشاهده مىكنيم :
الف : تمركز دادن در كارهاى اسلامى ، به جنبهء عبادات و بىتوجهى كامل يا غالب نسبت به روابط اجتماعى و وظيفهء امر به معروف و نهى از منكر و ديگر مسئوليتهاى اجتماعى ، كه از زمانهايى نسبتا دور ، در جوامع اسلامى ما كمتر بوده است . و لذا راوى از همين زاويه به جامعه و مدينهء فاضلهء حضرت مهدى - عليه السلام - نگريسته و ديگر زواياى مهم اسلامى را ناديده گرفته است .
( 2 ) ب : عمل و كار اسلامى ، نزد دانشمندان اسلامى ، بيشتر منحصر به تدريس و اقامهء جماعت و فتوا دادن بوده ، و هرگاه كسى سؤال كند كه كار شما چيست ، همينها را به زبان مىآورند و جز مصالح و منافع شخصى چيز ديگرى از مسائل و مسئوليتهاى اجتماعى در نظرشان نبوده است . و لذا به اعتقاد اين راوى ، رئيس مملكت اسلامى و بزرگ رهبر مدينه فاضله ، كارش منحصر به همين تدريس و اقامه جماعت و امثال اينهاست . با اينكه علماى ما ، گرچه غالبا به سبب ناتوانى از به عهده گرفتن حكومت در اجتماع ، اين چنين بودهاند ، و ليكن بزرگ فرمانده دولت اسلامى فتوايش همان قانون همگانى است ، اعلاميههايش همان تعيين خطمشى سياسى جامعه است ، تا مردم توسط آن با گرفتاريهاى خود آشنا شده ، اهداف و ديدگاههاى خود را دانسته ، راه حل مشكلات را بفهمند . و او ، خود يا نايب ويژهاش ، نماز جمعه را بپاداشته و خطبهء آن را مىخوانند . اما تدريس علوم عربى و حتّى فقه و اقامه نماز جمعه در ساير شهرها ، گاهى مىشود كه گرفتاريهاى فرمانده و مسئوليتهايش ، مانع از انجام اينها مىشود ، در اين صورت اينها را به ديگران واگذار مىنمايد ، چنان كه قضا و بسيارى از كارهاى ديگر مملكتى را به نايبان و وكيلان واگذار مىكند .
هيچيك از اين كارها را راوى به زبان نياورده است ، بنابراين اين شهر و مدينه از ويژگيهاى يك شهر اسلامى برخوردار نيست . لذا نمىشود آن را به حضرت بقية اللّه - ارواحنا فداه - نسبت داد .
( 3 ) ج : خصوصيّتى كه در بسيارى از مسلمانان پيرو مذاهب گوناگون اسلامى
تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 110
مساهمون: سيد حسن افتخارزاده
ص١١٠