تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
است . ( 1 ) اين مطلب را در لابلاى روايات در چندين موضوع مىبينيم : الف : وجود برج و باروهاى اطراف شهر ، در مقابل دريا ، چون اينها مهمترين وسيله دفاع از شهرها در آن قرن بوده است . ب : وجود آب صاف كه موجب غرق شدن كشتيهاى تجاوزگر بوده است . زيرا كشتيهاى جنگى مهمترين ابزار حمله و هجوم در آن دوره بوده است . ج : راوى پافشارى زياد بر وجود مساجد و حمامهاى و بازارهاى فراوان در آن شهرها نموده و اينها از مشخصات اساسى شهرهاى قرن ششم و هفتم بوده است . و اگر راوى توجهى به مدارس و بيمارستانها و جمعيّتها و امثال آنها مىداشت ، از آنها نيز اسمى مىبرد . د : در اين دو روايت صحبتى از تجارت و بازرگانى نشده است و تنها راه گذران زندگى را در زراعت و كشاورزى دانسته است و فقط سخن از تجارت بازارى اندك ، در حدّ زندگى معمولى آنها و صنايع دستى نموده است . « 22 » ه : تأكيد بر وجود سرزمين سبز و پهناورى كه اطراف شهرها را گرفته و از دهات و روستاهاى بسيار تشكيل شده است ، و اين همان شكل و نماى شهرهاى آن دوره بوده كه اين فضاى سبز ناشى از نظام خاص زمين داراى و طبقاتى جامعه بوده است و تفاوت بين شهر و روستا از همين ناحيه ايجاد شده و اين نظام فئوداليته و زمين‌دارى را اسلام نمىپذيرد و اسلامى نيست . ( 2 ) موضوعات ديگرى نيز هست كه نيازى به بازگو كردن آنها نيست . فقط اين اندازه مىتوانيم بگوييم كه جامعه‌اى كه تحت نظارت مستقيم صاحب الامر - عجّل اللّه تعالى فرجه - تشكيل شود و گروهها و جوامع را با انديشه و دستور خود اداره فرمايد ، آن جامعه رنگ شهرنشينى اشرافى را ندارد ، بلكه لااقل
هامش
( 22 ) اين قسمت را نويسندهء محترم كم لطفى كرده است . زيرا مسلّم است شهرى كه در يك جزيره واقع شده و شهروندانش با ديگر مردم دنيا دادوستدى ندارند ، خواه ناخواه تجارت رايجى نخواهد داشت . و اگر راوى سخنى از بازرگانى رايج بميان مىآورد جاى اشكال بود كه چگونه شهرى كه با دنياى بيرون در رفت و آمد نيست تجارت رايج و بازرگانى مهمّى دارد . ( مترجم )