زمام امر را در مسائل كلّى مملكت در دست داشته و نظارت عاليه بر كارها بكند و از طريق مراسله ، قانونگذارى و خطمشى فكرى و اجتماعى حكومت را ترسيم كند . امّا نظر قاطع دادن در جزئيّات امور براى ميليونها نفر ، كارى است كه از طريق نامهنگارى ساخته نيست ، مگر اينكه به صورت اعجاز انجام شود كه آن هم براى اداره مملكت و رهبرى و زمامدارى ، بعد از اينكه اتمام حجّت شود ، راه درستى نيست .
( 1 ) اشكال ديگرى كه به ذهن مىرسد ، آن است كه رسول اكرم - صلّى اللّه عليه و آله - رهبرى مردم و رياست بر آنها را به تنهايى انجام مىداد چه اشكالى دارد كه در هر عصرى رهبر جامعه اسلامى نيز همچون نبى مكرم عمل كرده و به تنهايى مملكت را اداره كند ؟
پاسخ آن است كه بين نبى اكرم و رهبران جامعه به طور عموم و رهبران آن شهرها تفاوت بسيارى است كه دو فرق عمده را در اينجا متذكّر مىشويم :
تفاوت اوّل : مسلمانها در زمان رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - نسبتا اندك بوده و نيازهايشان نيز گسترده نبود و سطح زندگى پايين بود و لذا رهبرى اجتماعى براى يك انسان نابغه ، و يك شخصيّت كم نظير همچون رسول اكرم - صلّى اللّه عليه و آله - در چنين جامعه كوچك امكانپذير خواهد بود كه بتواند به تنهايى در همه كارها دخالت كند ، و ليكن وقتى مردم زياد شده ، نيازمنديها فزونى يافت و دولت گسترش پذيرفت ، ديگر به تنهايى اداره كردن امكان ندارد ، هر چند رهبر نابغه و كم نظير باشد . زيرا محال است در وقت كمى به هزاران مسأله توجّه كرد .
تفاوت دوم : رسول خدا جامعه خويش را رو در رو و با حضور در ميان مردم رهبرى مىكرد ، در صورتى كه روايت مىگفت كه حضرت مهدى - عليه السلام - جامعه خود را از طريق مراسله و نامهنگارى اداره مىنمايد و بديهى است كارى كه از طريق مواجهه و رو در رو مىتوان انجام داد ، از طريق مراسله و نامهنگارى امكانپذير نيست .
( 2 ) 3 - عامل فكرى و رويارويى با قواعد و قوانين اجتماعى دينى و دانشمندان
تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 109
مساهمون: سيد حسن افتخارزاده
ص١٠٩