تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
برخوردار از انديشه و فرهنگى گسترده ، مدارس و بيمارستانها و بازرگانى رايج است و بهترين اشكال و انواع ابزار جنگى را دارا بوده ، روستاها را دگرگون ساخته و مردم و ساكنان آنها را با سواد و دانشمند مىنمايد تا بتوانند به يك جامعهء كامل عادلانه برسند . ( 1 ) 2 - عامل فكرى و يا برخوردهاى سياسى كه در ذهن راوى از شكل حكومت حاكم در دولتهاى آن دوره تمركز يافته است . همانطور كه در آن زمان ، در بسيارى از كشورها ، حكومت به شكل پادشاهى استبدادى بوده و پادشاهان خود حكم‌روا و فرمانده بوده ، مطلق العنان هر چه مىخواستند مىكردند ، نه مشاورى داشتند و نه مجلسى و نه نهاد قضايى و قانون‌گذارى و نه هيچ نهادى ديگر از اين قبيل نهادهاى اجتماعى رايج در زمان ما ، بلكه يا خود پادشاه كارها را انجام مىداده و در هر كارى شركت مىكرده و يا اينكه كارها را رها مىكرده و نسبت به آنها بىتفاوت بوده است ؛ به همين ترتيب ، در ذهن راوى جامعهء عادلانه حضرت مهدى - عليه السلام - نيز به همين صورت بوده است . با اينكه اينچنين فرمانروايى مطلق العنانى از روح اسلام دور است ، زيرا اگر چه اسلام براى زمامدار جامعهء خود ، صلاحيّت همه جانبه‌اى در هرگونه دخل و تصرف قائل است ، و لكن تمام كارها را ، رئيس مملكت اسلامى خود انجام نمىدهد ، بلكه كارها را بين مؤمنين مورد اطمينان تقسيم كرده ، هر يك را طبق شايستگى و لياقتى كه دارد به كار مىگمارد ؛ عده‌اى را قاضى و عدّه‌اى را مشاور مىنمايد ، و در عين حال تسلط كامل و همه جانبه بر همه دارد . اين خصوصيّت بارز اسلامى را راوى به كلى از خاطر برده و نامى از آن نبرده است . بنابراين ، آن جامعه اين خصوصيّت بارز را فاقد بوده و نسبت به يك جامعهء نمونه اسلامى كامل ، كمبود خواهد داشت . ( 2 ) ممكن است به ذهن برسد كه وقتى حضرت مهدى - عليه السلام - خود از طريق نامه‌نگارى و فرستادن نماينده براى كارها ، امور اين جامعه را اداره مىكند ، ديگر نيازى به اين تشكيلات نيست . پاسخ اين اشكال اين است كه اين اشراف ، مقتضى آن است كه حضرت