عقيده منافات دارد :
( 1 ) نقطهء نخست : مضمون روايت مازندرانى است ، كه درياى سفيد بدان جهت بدين عنوان ناميده شده است كه آب صافى همچون آب فرات ، اطراف آن جزيرهها را فرا گرفته است و هرگاه كشتىهاى دشمنان بدانجا وارد مىشوند ، به قدرت خداوند و بركات حضرت بقية اللّه غرق مىگردند .
اگر اين جزيرهها پنهان از ديدهها بودند ، چگونه دشمنان بدانجا راه مىيافتند ؟ ! آرى ، در اين صورت همان پنهانى براى حفظ و حمايت آنها كفايت مىكرد . بنابراين وجود اين آب صاف ، خود بهترين دليل بر عدم اختفاى اين جزاير است .
( 2 ) نقطهء دوم : اگر اختفاء صحيح باشد ، بايد براى هيچكس از بيرون معلوم نباشد ، بجز افرادى كه در درجه عالى وثاقت و اطمينان باشند ، زيرا اگر براى ديگر افراد اين مسأله كشف شود ، احتمال خطر و حمله دشمنان وجود دارد . پس هنگامى كه كاروان راوى در دريا به اين جزيرهها رسيده و مسلمانها و مسيحيانى با اختلاف مذهب و روشهايى كه دارند در آنجا هستند ، وجود اين قبيل افراد غير مطمئن عدم اختفاء را تأكيد مىكند .
( 3 ) اشكال دوم :
اين دو روايت انبارى و مازندرانى ، با بسيارى از روايات ديگر تعارض دارند .
اين روايات گرچه مضامين مختلفى دارند ولى همگى در نفى مضمون اين دو روايت اتفاق دارند ( البته هر كدام از جهت خاص خود ) و در باب تعارض روايات ، اين قاعده ثابت شده است كه هرگاه يك يا دو خبر با مجموعهء بسيارى از اخبار ديگر - كه مضمون مشترك آنها قطعيّت پيدا كرده - تعارض داشته باشند ، در اين صورت آن روايات فراوان را بر آن يك و يا دو روايت مقدّم مىداريم و براى آن يك يا دو خبر اعتبارى باقى نمىماند .
( 4 ) مجموعهء اخبار معارض با اين دو روايت را ، در چند گروه دستهبندى مىكنيم :
گروه اوّل اخبار آزمايش و امتحان خدايى است ؛ همچون فرمايش امام
تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 101
مساهمون: سيد حسن افتخارزاده
ص١٠١