ادامهء اين گونه كارها و پرداختن به قرآن بازدارد ؟ » .
شاگرد پاسخ داد : ما شاگردان او هستيم و ما را كجا مىرسد كه در اين مسأله يا غير آن بر او اعتراض كنيم ! .
حضرت فرمودند : « آيا آنچه به تو بگويم به او خواهى رساند ؟ » .
- آرى .
حضرت نيز با بيان قاطعى و دليلى استوار كه شبهات كندى را مىزدود چنين به شاگردش فرمودند :
« به سوى استاد روانه شو و راه همدلى و مؤانست با او را در پيش گير و هنگامى كه الفت و محبت استوار شد بگو : مرا پرسشى است كه مىخواهم از تو بپرسم . او سؤالت را طلب خواهد كرد . پس به او بگو : اگر گويندهء قرآن نزدت آيد آيا احتمال دارد كه مقصودش از گفتههايش غير از آن باشد كه تو پنداشتهاى و بدان راه يافتهاى ؟ .
به تو پاسخ خواهد داد كه : ممكن است زيرا انسان هنگام شنيدن است كه معانى را درك مىكند ( و بهتر متوجه مىشود ) . هنگامى كه چنين اعترافى كرد بگو :
« پس تو چه مىدانى شايد گويندهء كلمات قرآن مقصودش جز آنچه پنداشتهاى باشد و آن را در غير معانى خود استعمال كرده باشد . . . » .
امام با اين دليل كوبنده ، شبهه كندى را از بين برد و هر گونه احتمالى براى تصور تناقض در كتاب الهى را كه باطل در آن راه نيابد نابود ساخت ؛ زيرا ذو وجهين بودن آيات فرضا كندى را به معانى رهنمون ساخته ولى چه بسا كه آيه معناى ديگرى نيز داشته باشد كه او متوجه نشده باشد و بدين گونه تناقض از ميان رفته و مجالى براى شك باقى نمىماند .
آن شاگرد نزد استادش كندى رفته و پس از مهر و محبت و ايجاد الفت ، گفتههاى امام را بيان كرد و پاسخ را از استاد خواستار گشت .
حياة الإمام حسن العسكري ( ع ) ( زندگانى امام حسن عسكرى ع ) ( فارسي ) — صفحة 231
مساهمون: الشيخ باقر شريف القرشي
ص٢٣١