همهء دنيا را به نام او بگيرند ليكن از آن چيزى به دست او نيايد ؟ ! » « 1 » .
اموال اين خليفه را بلوكه كرده بودند و او حق تصرف حتى در مقدار كمى از آن را نداشت اما در همان حال دنيا تحت سيطره او بود و به نامش سكه مىزدند ! تركان بر تمام اركان دولت چنگ انداخته و جايى براى دخالت خليفه نگذاشته بودند . شاعرى حالت مستعين خليفه عباسى را چنين توصيف مىكند :
« خليفهاى در قفس ميان « وصيف » و « بغا » « 2 » قرار دارد و طوطى صفت هر چه آن دو به او بگويند مىگويد » « 3 » .
جالب آنكه هنگامى كه « المعتز با للّه » به خلافت رسيد عدهاى از دوستانش جماعتى از منجمان را خواستند تا بپرسند كه خليفه تا چه مدت در مصدر امور خواهد بود و چقدر بر اريكه قدرت خواهد نشست . يكى از ظريفان به آنان گفت :
- من مىدانم چه مدتى خواهد بود . . .
- خوب بگو . . .
- كارها به دست تركان است و آنانند كه تعيين مىكنند خليفه تا كى حكومت كند و زنده بماند . . .
همگان با تصديق گفتهاش غرق در خنده شدند « 4 » .
هامش
( 1 ) - الديارات / الشابشتى ، ص 101 :أ ليس من العجائب ان مثلى * يرى ما قلّ ممتنعا عليهو تؤخذ باسمه الدنيا جميعا * و ما من ذاك شىء فى يديه( 2 ) - دو تن از سرداران ترك - م .
( 3 ) - مروج الذهب ، ج 4 ، ص 61 :خليفة فى قفص * بين وصيف و بغايقول ما قالا له * كما يقول الببغا( 4 ) - الفخرى ، ص 181 .