تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام حسن العسكري ( ع ) ( زندگانى امام حسن عسكرى ع ) ( فارسي ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
براى آنان دعا مىكنم ، پروردگارا ! مادرشان را به سلامت دار » « 1 » . مىبينيد كه فقر و تيره‌روزى چگونه اين شاعر را در تنگنا گذاشته و او را وادار به چنين درخواستى آشكار و شديد مىكند و چگونه فرزندان خود را تصوير مىكند ؟ ! فقر و تهيدستى به ابو فرعون فشار آورد و او ناگزير نامه‌اى به يكى از قاضيان بصره نوشت و درخواست كمك كرد . در نامه ابيات زير آمده بود : « اى قاضى بصره ، اى چهره پرفروغ به تو از آنچه گذشت شكايت مىكنم ، زمان گذشت و زمستان فرا رسيد و « ابو عمرة » ( فقر ) در خانه‌ام رحل اقامت افكند ، با دف و ناى به پايكوبى پرداخت و اگر بخواهد در مزمار خود خواهد دميد پس با آردى كه انتظار آمدنش را دارم از در برانش و طردش كن » « 2 » . ننگ است براى اين خليفه‌ها كه با داشتن گنجينه‌هاى زمين ، ملتهايشان
هامش
( 1 ) - طبقات ابن المعتز ، ص 378 :اليك أشكو صبية و امهم * لا يشبعون و ابوهم مثلهمقد اكلوا اللحم و لم يشبعهم * و شربوا الماء فطال شربهمو امتذقوا المذق فما اغناهم * و المضغ ان نالوه فهو عرسهملا يعرفون الخبز الا باسمه * و التمر هيهات فليس عندهمو ما رأوا فاكهة في سوقها * و ما رأوها و هى تنحو نحوهمزعر الرءوس قرعت هاماتهم * من البلا و استك منهم سمعهمكانهم جناب ارض مجدب * محل فلو يعطون اوجى سهمهمبل لو تراهم لعلمت انهم * قوم قليل ريهم و شبعهمو جحشهم اجرب منقور القرى * و مثل اعواد الشكاعى كلبهمكانهم كانوا و ان وليتهم * طرا موالى و كنت عبدهممجتهدا بالنصح لا آلوهم * ادعو لهم يا رب سلم امهم( 2 ) - الامتاع و المؤانسة ، ج 3 ، ص 34 :يا قاضى البصرة ذا الوجه الاغر * اليك اشكو ما مضى و ما غبرعفا زمان و شتاء قد حضر * ان « ابا عمرة » في بيتى انحجريضرب بالدف و ان شاء زمر * فاطرده عنى بدقيق ينتظر