و آنها را به زهد و ترك دنيا تشويق و به آخرت و كوشش در بارهء جهان آخرت ترغيب نمود سپس گفت : برادران ! هرچه زودتر از اين آبادى كه مردمان ستمگر در آن سكونت دارند خارج شويم و در دهات و كوهپايهها و يا در شهرهاى ديگر سكونت كنيم اين بدعتهاى گمراه كننده را انكار كنيم بهتر است ! « 1 »
اين عدّه در دهم شوال سال 37 هجرى با همان عبد الله بيعت نمودند و او را به عنوان خليفهء پيامبر به زعامت و سرپرستى خود برگزيدند . سپس تك تك و پنهانى از كوفه خارج گرديدند . امام ( ع ) كه اوضاع را چنين ديد ، با لشكريانش به تعقيب آنان پرداخت و نرسيده به رود نهروان به آنها رسيد و با ايشان جنگيد در اين جنگ عبد الله بن وهب سبائى راسبى به وسيلهء هانى بن زياد خصفى و زياد بن خصفه كشته شد و همه افرادى كه با عبد الله بن وهب بودند در اين جنگ كشته شدند و تنها عدّهء معدودى از آنان كه تعدادشان بيش از ده نفر نبود نجات يافتند .
اين بود عبد الله سبائى كه در عصر امام ( ع ) وجود داشته و تاريخ صحيح به جز وى كسى را بدين نام و نشان در آن زمان نشناخته و معرّفى نكرده است . « 2 »
آخرين نتيجه
بنا بر آنچه در معرّفى و شناخت عبد الله بن سبأ گفته شد هر حديث و يا حادثه و داستانى كه به نام عبد الله سبأ نقل گرديده است اگر با اين عبد الله بن وهب سبائى تطبيق مىكنند امكان وقوع و صحت دارد ، و اگر با تاريخ و زندگانى وى تطبيق نكند چنين حديث و داستانى وجود نداشته و غلط و ساختگى مىباشد و افسانهاى بيش نمىتواند باشد ، زيرا غير از عبد الله بن وهب عبد الله سباى ديگرى در آن عصر وجود نداشته است ، و
هامش
( 1 ) . ابن حرم ميگويد : عبد الله بن وهب معروف به « ذوالثفنات » اول كسى بود كه در جنگ نهروان زمام امور خوارج را به دست گرفت و در همان جنگ نيز به قتل رسيد در صورتى كه قبلًا از نيكان تابعين بود پناه ميبريم به خدا از عاقبت سء . ( جمهرةالانساب 386 ) .
( 2 ) . همان عبد الله بن وهب سبئى است كه با حذف كلمهء وهب و تغيير يافتن « ياء » سبئى به « الف » به عبد الله بن سبأ تحريف گرديده است و گرنه كسى به نام « عبد الله » و فرزند « سبأ » با همان خصوصيات - كه در كتب تاريخ و عقايد آمده ايت - وجود ندارد چنان كه چگونگى اين تحريف را در صفحات آينده خواهيد خواند .