تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبدالله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى — صفحة 794

مساهمون:

ص٧٩٤

عبد الله بن سبأ همان عبد الله بن وهب است

با در نظر گرفتن مطالبى كه در صفحات پيش آورديم اين سؤال پيش مىآيد كه بالاخره اين عبد الله كيست ؟ نسبش به كجا و كدام شخص مىرسد ؟ و داستانش چه بوده است ؟ ! آنچه بعد از تحقيق و بررّسى در پاسخ اين سؤالها مىتوان گفت اين است كه : وى عبد الله بن وهب بن راسب بن مالك بن ميدعان بن مالك بن نصر الازدبن غوث بن نبت بن مالك بن زيد بن كهلان بن سبأ است . و بنابراين كه نسب وى به راسب و ازد و سبأ مىرسد وى سبائى و ازدى و راسب ناميده مىشود . و در زبان عرب نسبت دادن به تبار مانند نسبت دادن به پدر شايع است گويند بنى هاشم و بنى اميه فرزندان هاشم و فرزندان اميه كه در اين جا جمع افراد قبيله را به تبارشان نسبت داده‌اند گاه نيز فرد نام‌دارى را به تبارش نسبت دهند مانند اين كه به پيامبر اسلام گويند « اءبن هاشم » به جاى آن كه بگويند ابن عبد الله و حضرت‌اش را به پدر نسبت دهند . روى همين قاعده عبد الله بن وهب سبائى را به تبارش نسبت داده و گفته‌اند « ابن سبأ » و مقصود علماى نسب شناسى از ابن سبأ نيز همين است در بارهء عبد الله بن وهب آورديم . حال بررسى كنيم اين عبد الله بن وهب راسبى سبائى كه او را ابن سبأ گفته‌اند كه بوده ؟ اين عبد الله سبائى به « ذى الثفنات » يعنى پينه بسته ملقب گرديده است ، زيرا در اثر كثرت سجود در كف دست‌ها و زانوهاى وى پينه‌هاى مانند پينه زانوى شتران به وجود آمده بود . اين عبد الله سبائى در جنگ‌هاى على بن ابى طالب ( ع ) در ركاب او بود و چون در جنگ صفّين جريان تحكيم پيش آمد و عدّه‌اى از خوارج در اين مسأله با على بن ابى طالب مخالفت ورزيدند ، و در برابر وى جبهه گرفتند . عبد الله نيز با آنها بود اين مرد بغض و عداوت على ( ع ) را آن‌چنان در دل گرفت كه آن حضرت را جاحد و منكر خدا مىناميد و افراد ديگر خوارج در منزل او اجتماع نمودند و او در ميان اين عدّه خطبه‌اى ايراد كرد