انصارى از روى تمسخر و عيبجويى به عمر ين خطاب گفت : يا ابن السّوداء ، يعنى اى فرزند زن سياه ، و در اين جا بود كه خداوند اين آيه شريفه را فرستاد :
وَ لا تَلْمِزُوا أَنْفُسَكُمْ وَ لا تَنابَزُوا بِالْأَلْقابِ بِئْسَ الِاسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِيمانِ
« 1 » يعنى خويشتن را نكوهش نكنيد و يكديگر را با القاب زشت و زننده نام نبريد چه بد است نام زشت بعد از ايمان ؟
در فرهنگ عربى تاريخ قديم مفهوم و مدلول لفظ « ابن السوداء » همين معنى بود كه گفته شد خود سيف نيز كه قهرمان افسانهء خويش يعنى عبد الله بن سبأ را « ابن السوداء » ناميده منظور وى جر نكوهش و تنابز به القاب چيز ديگر نبوده ، مثلًا در آن جا كه جريان حركت مردم براى قتل عثمان را مىآورد چنين مىگويد :
عبد الله بن سبأ مردى بود يهودى مذهب و از مردمان صنعاء مادرش نيز كنيز سياهى بود و در دوران عثمان اسلام را پذيرفت . . .
و در بعضى از نقلياتش او را به « عبد الله بن السوداء » و در بعض ديگر به « ابن السوداء » توصيف و معرّفى مىكند ، ولى با مرور زمان ، اين افسانه تحوّل و تغيير يافته تا به اوايل قرن پنجم هجرى رسيده ، تا آن جا كه عبد القاهر بغدادى ، ابن سبأ و ابن السوداء را دو نفر تصوّر كرده و براى هر يك آنان فعاليّتها و تحريكهاى به خصوصى ذكر نموده تا آن جا كه گفته است : اين دو نفر گاهى از همكارى و تعاون يكديگر نيز برخوردار مىشدند . آرى افسانه و داستان ابن سبأ با مرور زمان اين چنين نشو و نما كرده و شخصيّت او نيز تعدد پيدا نموده است براى توضيح بيشتر و تكميل بحثهاى گذشته خلاصهء همين بحثها را با اضافات لازم در فصل آينده مىآوريم .
هامش
( 1 ) . الحجرات - 49 / 11 .