بلاذرى همين داستان را ذكر كرده سپس گفته : « وعبد الله بن وهب همان ابن سبأ است » بنابراين عبد الله بن سبأ ، عبد الله بن وهب مىباشد .
سعد بن عبد الله اشعرى ( درگذشتهء 300 يا 301 ه - . ) در كتاب خود « المقالات و الفرق » نيز همين سخن را گفته است آن جا كه در بارهء فرقهها و گروههاى غالى و تندگراى اسلامى مىگويد : « اوّلين گروه از گروههايى كه غلو كردند و راه افراط و تند روى را پيمودند ، گروهى هستند كه « سبئيه » ناميده مىشوند . و آنان پيروان عبد الله بن سبأ مىباشند كه همان عبد الله بن وهب راسبى است . . . »
باز مىگويد : يكى از اقسام گروههاى غالى نام برده ، سبئيه مىباشند و آنان پيروان عبد الله بن سباى راسبى هستند . ابن ماكولا ( درگذشتهء 475 ه - . ) در كتاب « الاكمال » در ذيل لغت سبئى ضمن شماره و تعداد سبائيان مىنويسد كه يكى از سبئيان عبد الله بن وهب سبئى رئيس خوارج است .
ذهبى ( در گذشتهء سال 748 ه - . ) در كتاب خود « المشتبه » در ذيل واژهء سبئى مىگويد : عبد الله بن وهب سبئى رئيس و سرپرست خوارج بود .
باز ذهبى در كتاب ديگرش « العبر » در آنجا كه حوادث سال 38 را بيان مىكند مىگويد : و در اين سال جنگ نهروان در ميان على و خوارج واقع گرديد و در اين جنگ بود كه رئيس و سرپرست خوارج عبد الله بن وهب سبائى كشته شد .
ابن حجر ( در گذشتهء 852 ه - . ) در كتاب خود « تبصير المتنبّه » مىگويد سبئىها گروهى هستند و از آنها است عبد الله بن وهب سبائى رئيس و سرپرست خوارج .
مقريزى ( در گذشتهء 848 ه - . ) در كتاب خود « الخطط » مىگويد در عصر على بن ابى طالب ( ع ) بود كه « عبد الله بن وهب بن سبأ » معروف به « ابن السوداء سبئى » قيام كرد و اين عقيده را به وجود آورد كه رسول خدا ( ص ) براى بعد از خود على بن ابى طالب ( ع ) را وصى و جانشين قراد داده و او را به امامت معيّن نموده است . و باز همين « عبد الله بن سبأ » عقيدهء به رجعت على و پيامبر ( ص ) را در ميان مسلمانان به وجود آورد و چنين گفت كه : « على بن ابى طالب زنده است و جزئى از خدا در وجود وى حلول كرده است » و از همين « ابى سبأ » است كه انواع فرقهها و گروههاى غالى و تندرو رافضى به وجود آمد .
عبدالله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى — صفحة 793
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص٧٩٣