اين عبد الله بن وهب سبئى هم نه مؤسس و به وجود آورندهء فكر وصايت و امامت امير مؤمنان ( ع ) بود و نه مؤسّس عقيده به الوهيت و خدايى وى ، بلكه او تنها سرپرست و رئيس خوارج بود كه با على بن ابى طالب ( ع ) به جنگ و محاربه برخاستند .
بنا بر اين نه مطالبى كه سيف در بارهء وى نقل نموده و مورّخان از او گرفتهاند صحيح و درست است و نه آنچه را كه صاحبان ملل و نحل در باره وى آوردهاند اساس و حقيقت دارد آرى در اين ميان بعضى از رواياتى كه در كتب حديث شيعه به نام همان عبد الله و در بارهء وى آمده است مىتواند صحيح باشد مانند روايتى كه مىگويد : ابن سبأ در مورد دست بلند كردن به سوى آسمان به هنگام دعا به امير مؤمنان ( ع ) اعتراض نموده و اين موضوع را مخالفت با روح توحيد و يگانهپرستى تلقى كرد .
و روايت ديگرى كه مىگويد : « ابن سبأ را در اثر گفتارى كه از او شنيده شده بود به حضور امام ( ع ) آوردند و آن حضرت سخنش را تصديق و تصحيح نموده سپس آزادش كرد . »
اين بود خلاصهء آنچه در بارهء عبد الله بن سبأ و داستانهايى كه به نام وى نقل شده و از راه بررّسىها و مقايسه و ارزيابى حوادث و وقايع تاريخى به دست آمده است . حال بايد ديد ابن السوداء كيست و چه معنايى دارد ؟
عبدالله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى — صفحة 796
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص٧٩٦