در شمار قبايل سبائيهء يمن كه در زمينهاى عراق و وابسته به آن زندگى مىگردند ، در آمدند . و هر دو قبيله به صورت قبيلهء واحد درآمدند . و در مقابل مخالفين خود صف واحدى تشكيل دادند . و پس از اين پيمان ، در حوادث گوناگون نام ربيعه در كنار قبايل يمن كه در عراق بودند به چشم مىخورد . و از اين جاست كه در تاريخ ، گاهى قبايل يمن مىگويند و از اين كلمه ، قبايل سبائيه و همپيمانان آنها را اراده مىكنند و گاهى هم نام هر دو قبيله را ذكر مىنمايند و مىگويند قبايل يمن و همپيمانانشان از ربيعه و غير ربيعه .
عقدهها گشوده مىشود
پس از آن كه حقيقت عقدهء حقارت زياد بن ابيه و انگيزهء حمايت حاد و بىحساب وى از قريش عموماً و به خصوص از خاندان اميّه ، و عداوت تند او با مخالفين آنان معلوم گرديد ، و همچنين همپيمانى ربيعه و سبائيان آشكار گرديد براى ما روشن مىگردد كه :
آن عقدهء حقارت و خود كم بينى كه در زياد - فرزند نامشروع و الحاقى ابو سفيان و وابستهء خاندان اميّه - وجود داشت ، او را خواه ناخواه بر آن واداشت كه از قبايل سبائيه به علّت علاقهء خاصّى كه نسبت به على ( ع ) و عداوتى كه با عموم قريش و خصوصاً خاندان اميه داشتند ، نكوهش عيبجويى نمايد ، و لقب سبائيه را به نشانى يك نوع ذم و ناسزا در جامعهء آن روز مطرح كند . و در شكل يك لقب زننده و ننگآور در افراد ديگرى ، غير از قبايل سبئيه نيز - كه با آنان همپيمان و همهدف بودند - به كار برد . و تمام افرادى را كه با سبئيان در طرفدارى على و مخالفت خاندان اميّه همكارى و همفكرى مىكرند ، سبئيه بنامد .
اين كار را در زبان عرب تغليب مىنامند و در واژههاى عربى ، زياد به كار مىرود . مثلًا از « شمس و قمر » گاهى به عنوان تغليب « عمر بن » يعنى دو ماه ، و گاهى « شمسين » يعنى دو خورشيد ، تغيير مىكنند . و زياد بن ابيه هم همين تغليب را كه در واژههاى عربى معمول است ، در كلمهء سبئيه به كار برد . و او از اين تغليب و تصرّف در كلمهء سبئيه ،