هم به خوددارى از دادن زكات وادار نمىكردى به خدا سوگند كه ديگر حق بازگشت به ميان قبيلهات ندارى آب وطن نخواهى خورد و تو را خواهم كشت .
اعثم مىگويد : در اين هنگام مالك بن نويره به سوى همسرش نگاه كرد و گفت خالد ! به خاطر اين زن مرا مىكشى ؟
خالد گفت : بلكه به امر خدا تو را مىكشم زيرا كه تو از اسلام برگشتهاى و شتران زكات را رم دادهاى و اقوام و عشيرهات را
از دادن زكات باز داشتهاى .
خالد اين بگفت ، آن گاه گردن مالك را زد ، تاريخنويسان مىگويند خالد بن وليد پس از كشتن مالك با همسر وى ازدواج نمود و با او هم بستر گرديد و اين حقيقتى است كه تمام دانشمندان تاريخ در آن اتفاق نظر دارند .
انگيزهء واقعى اين جنگها
از آنچه گفتيم چنين برمىآيد كه لشكر ابو بكر با عدّهاى از مسلمانان مىجنگند كه نه شمشيرى كشيدهاند و نه اعلان جنگى به ديگر مسلمانان نمودهاند ، بلكه بارها اسلام خويش را اعلام نموده و با مسلمانان در يك صف به نماز ايستادهاند .
آرى لشكريان ابو بكر با چنين افرادى مىجنگند و اسيرشان مىكنند و به اتّهام امتناع از دادن زكات گردنشان را مىزنند و لااقل از آنان مطالبهء زكات هم نمىكنند كه تا ببينند از دادن زكات امتناع مىورزند يا نه .
زيرا علل و انگيزههاى ديگرى در اين جنگ وجود دارد ، اهداف و اغراضى در ميان هست كه نه به ارتداد آنان ارتباط دارد و نه به عدم پرداخت زكات ، چنان كه مالك بن نويره خالد بن وليد را صريحاً متّهم مىكند كه به جهت همسرش او را به قتل مىرساند و رفتار بعدى خالد هم گفتار مالك را تصديق و تأييد مىنمايد .
آيا اين چنين جنگهايى را مىتوان به حساب اسلام گذاشت و آنها را جنگ با مرتدين و دشمنان اسلام ناميد ؟ آيا اين جنگها در واقع بر سر همسر مالك و يا شترى تندرو نبوده است ؟ و يا به جهت توقّف آنان از بيعت ابو بكر و امتناع از پرداختن زكاتشان به حكومت ابو بكر انجام نگرفته است ؟