مىدادند « 1 » تا آن جا كه مىگويد : سپاه اسلام تحت فرماندهى « سعد » براى يزدجرد پادشاه ايران به سوى مداين حركت مىكرد به محلّى رسيدند كه راه عبور كردن از آب را نمىشناختند و در آن جا از حركت به سوى مقصدشان باز ماندند مردم محل به يارى آنان شتافتند و آنان را به راه عبورى كه در قريهء صيّادين بود راهنمايى كردند . لشكريان سعد توانستند اسبهاى خود را ازهمان جا عبور داده ، به سوى مداين حمله برند و يزدجرد كه جريان را بدين منوال ديد پا به فرار نهاد و مسلمانان در اثر راهنمايى مردم محل به فتح و پيروزى عظيمى نايل گرديدند .
شخص محقّق مىتواند از چنين دلايل روشن و نصوص صحيح تاريخى به وضوح و روشنى دريابد كه چگونه امّتها و ملّتهاى مختلف در برابر حكام و فرمانروايانشان به استقبال مسلمانان مىشتافتند و دست يارى و همكارى به آنان مىدادند ؟
و باز از همين دلايل و نصوص معتبر تاريخ معلوم مىشود كه اصلًا در ميان مسلمانان و ملتهاى ديگر جنگى برپا نشده است ، بلكه جنگ مسلمانان با حكام و فرمانروايانى بوده است كه برملتها مسلّط گرديده و به زور بر آنان حكومت مىكردهاند ، مسلمانان كه با اين گونه حكومتهاى تحميلى و مستبد مىجنگيدند مردم به يارى مسلمانان برمىخاستند و از پيروزى آنان استقبال مىنمودند و حكومت مسلمانان را بر حكومت اين ستمگران و زورگويان ترجيح مىدادند .
اين بود قيافهء جنگهاى مسلمانا كه از بررّسى نصوص و روايات صحيح تاريخ دست مىآيد ولى متأسّفانه اكثر منابع و مدارك تاريخى پس از سيف اين حقايق را كنار گذاشته و به روايات سيف مراجعه نمودهاند و در اثر استناد به روايات دروغين سيف ، جنگهاى اسلامى را خونين و وحشتانگيز نشان داده و جنگهاى وحشتانگيزتر ديگرى هم بر آنها افزودهاند ، زيرا خواننده در روايات سيف چنين مىخواند كه مسلمانان بعد از پيامبر جنگهاى خونين و خطرناك فراوانى به راه انداختند و انسانهايى را به قتل و هلاكت رسانيدند و شهرهاى متعدّدى را خراب و با خاك يكسان نمودند ولى همهء اين سخنان
هامش
( 1 ) . در زمان قديم معمول بود مردم هر شهرى كه از ورود لشكرى به آن شهر راضى و خوشحال بودند براى رفع نيازمندىهاى لشكريان بازارهايى تشكيل مىدادند .