اين قبايل را از بابت زكات مىگرفتند نه براى اين كه در ميان فقراى آنان تقسيم كنند بلكه براى آن مىگرفتند كه آنها را براى خليفه بفرستند ، آنان با اين كارهاىشان با گفتار پيامبر مخالفت ورزيدند ، از فرمان پيامبر ( ص ) سرپيچى نمودند ، از نفرين ستمديدگان و بيچارگان نترسيدند ، اموال مورد علاقهء آنان را به زور از چنگشان درآوردند و به خاطر يك بچّه شتر ، جنگ عظيم و خونينى به راه انداختند كه جنگ « بسوس » « 1 » جاهليّت را روسفيد كرد .
ولى بالاتر از همهء اين ها مسلمانان مؤمن به خدا و پيامبر را به كفر و ارتداد متهم نمودند كه مورّخان نيز تا به امروز در اين افتراى بزرگ و نابخشودنى با آنان شريك و سهيماند .
جنگ مالك بن نويره
يكى ديگر از جنگهايى كه رمز اختلاف قبايل عرب را با حكومت ابو بكر نشان مىدهد و اثبات مىكند كه اعتراض مردم بر نحوهء حكومت بوده است نه ارتداد از اسلام ، « جنگ مالك بن نويره » مىباشد .
اعثم كوفى جنگ مالك بن نويره را چنين شرح مىدهد :
خالد بن وليد براى سركوبى قبايل عرب لشكر انبوهى گرد آورد و تا سرزمين بنى تميم پيش رفت و آن جا را اردوگاه خويش قرار داد و در همان جا سپاه خويش را به چند بخش تقسيم نمود و هر بخشى را به يك سو گسيل داد و گروهى از آنان را به سوى مالك بن نويره روانه ساخت مالك بن نويره در آن موقع با همسر و گروهى از اقوام و خويشاوندان خود در يكى از باغاتش به سر مىبرد ، ناگاه خود و افرادش را در ميان سوارانى ديد كه از هر طرف وى را احاطه نمودهاند ، سپاه خالد بن وليد بدين گونه ياران مالك را محاصره نمودند و او را با همسرش كه از زيبايى نيز برخوردار بود دستگير كردند خويشان و بنى اعمام وى را به اسارت گرفتند و به نزد خالد آوردند و در برابر وى
هامش
( 1 ) . جنگ بسوس جنگى بود كه در دوران جاهليت در ميان قبيلهءبنى بكر و بنى تغلب به جهت كشته شدن واقع شد و اين جنگ به طورى شديد بود كه از آن به نام « جنگ بسوس » ضرب المثل گرديده است و تفصيل آن در نهاية الارب ، ج 413 و اغانى ، ج 1 ، ص 139 آمده است .