مىگويد :
هرقل مردم شام را به جنگ مسلمانان بسيج نمود و براى جنگ « يرموك » آماده گرديد . اين جريان كه به گوش مسلمانان رسيد آنان هم مالياتهايى را كه ازمردم شهر حمص گرفته بودند به خودشان برگرداندند و گفتند ما از كمك كردن به شما و دفاع نمودن از شما معذوريم و امور شما را به خودتان وا مىگذاريم .
مردم حمص گفتند : كه حكومت و رهبرى عادلانهء شما براى ما بهتر از حكومت ظالمانهء هرقل است اينك ما آماده هستيم كه عامل و نمايندهء شما و مسلمانان را يارى كنيم و سپاه هرقل را از شهر حمص برانيم ، از طرف ديگر يهودىهاى حمص نيز به پا خاستند و گفتند كه سوگند به تورات موسى سپاهيان هرقل نمىتوانند به اين شهر وارد گردند مگر اين كه نيروى ما تمام گردد و از مقابلهء با آنان عاجر و ناتوان گرديم ، اين بود كه دروازههاى شهر را به روى سپاهيان هرقل بستند و حفظ و حراست شهر را خود به عهده گرفتند مردمان و يهوديان و مسيحيان شهرهاى ديگر نيز كه با صلح فتح شده بودند همين رويه را پيش گرفتند و به مسلمانان يارى نمودند .
بلاذرى مىگويد : چون سپاه روم شكست خورد و مسلمانان شادمان شدند به طورى كه دروازهء شهرهاىشان را به روى مسلمانان گشودند ، « مقلسين » « 1 » شان را به استقبال سپاه اسلام فرستادند كه از سرور و شادمانى به رقص و پاىكوبى بپردازند و به احترام و تشريفات خاصى مسلمانا را پذيرفتند و به طوع و رغبت ماليات اموالشان را به حكومت اسلامى پرداختند .
همچنين در شهرهاى مختلف عراق نيز رؤسا و كدخدايان آبادىها با سپاهيان اسلام همكارى كردند و آنان را يارى نمودند چنان كه حموى مىگويد :
كدخدايان و رؤساى محلّى براى مسلمانان خيرخواهى مىكردند و اسرار ايرانيان را براى آنان فاش مىساختند و از رموز تسلط بر سپاه ايران آگاهشان مىنمودند ، تحف و هدايايى به مسلمانا تقديم مىداشتند و براى رفاه سپاه اسلام بازارهايى تشكيل
هامش
( 1 ) . مقلسين گروه بازيگران بودند كه دف و دايره زنان و رقص كنان به استقبال حكام و فرمانداران مىرفتند .