عكرمه طبق همين فرمان به سوى دبا حركت نمود و با مردم آن جا جنگيد و آنان را به محاصرهء خويش درآورد ، چون مردم دبا در اين محاصره به مضيقه افتادند به عامل پيشينيان حذيفه پيغام فرستادند و از وى درخواست صلح كردند كه زكاتشان را بپردازند و نسبت به خود حذيفه نيز محبّت ورزند و از فرمان او اطاعت كنند ، حذيفه نمايندهء مردم « دبا » را با اين پيغام به سوى خودشان برگردانيد كه در ميان ما و شما پيمان صلح منعقد نخواهد گرديد مگر با اين شرايط :
1 . اقرار و اعتراف كنيد كه شما بر باطليد و ما بر حق .
2 . اعتراف كنيد كه كشته شدگان شما در آتش دوزخند و كشته شدگان ما در بهشت . « 1 »
3 . پس از تسليم شدن شما به دلخواه و نظر خويش با شما رفتار خواهيم كرد نه با رأى و نظريهء شما .
مردم « دبا » به ناچار اين شرايط را پذيرفتند . حذيفه براى اطمينان بيشتر پيغام فرستاد كه اگر واقعاً شما پيشنهاد ما را پذيرفتهايد بايد بودن اسلحه و وسايل جنگ از شهر خارج شويد ، آنان نيز براى اطمينان خاطر حاكم شهر به دستور وى عمل نمودند و بدون اين كه سلاحى به همراه داشته باشند از شهر بيرون آمدند تا پيمان صلح منعقد گردد .
ولى عكرمه از اين فرصت استفاده نموده و قلعهء شهر را به تصرّف درآورد و اشراف و بزرگان آنان را در مقابل چشم ديگران گردن زد و زنان و فرزندانشان را به اسارت گرفت و ثروتهاىشان را به غنيمت برد و بقيّهء مردم را به صورت اسيرى به نزد ابو بكر اعزام نمود .
ابو بكر تصميم گرفت مردان آنان را بكشد و فرزندان را ميان جنگجويان به بردگى تقسيم كند . عمر از اين تصميم ابو بكر مانع گرديد و گفت اى جانشين پيامبر ! اين مردم بر دين اسلام هستند زيرا مىبينم كه آنها از ته دل سوگند ياد مىكنند كه از اسلام برنگشتهاند .
هامش
( 1 ) . آيا خداوند در روز قيامت هر آنچه را گماشتگان ابو بكر بگويند اجرا مىكند ؟ بار ديگر تندى و سختگيرى گماشتگان ابو بكر را با مسلمانان مىنگريم .