تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبدالله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى — صفحة 572

مساهمون:

ص٥٧٢
سركشى و تمرّدشان دست بردارند و با پستى و خوارى در برابر حق سر فرود آورند . سپس ابو بكر طىّ نامه‌اى به عكرمة بن ابى جهل « 1 » نوشت كه وى با گروهى از اهل مكّه و كسانى كه فرمان او را مىپذيرند به سوى زياد بن لبيد حركت كند ، هر قبيله‌اى از قبايل عرب را كه سر راه او است به جنگ اشعث برانگيزد . عكرمه طبق فرمان ابو بكر با دو هزار سوار از قبيلهء قريش و هم‌پيمانان‌شان به سوى زياد حركت نمود تا وارد نجران گرديد در آن موقع « جرير بن عبد الله بجلى » با عموزادگانش در نجران اقامت داشتند و رياست خاندان بجل با وى بود ، عكرمه جرير را به جنگ اشعث دعوت نمود ولى جرير از همكارى با آنان امتناع ورزيد عكرمه از آن جا به سوى « مأرب » حركت كرد چون خبر ورود عكرمه به شهر مأرب به مردم « دبا » رسيد آنان از حركت عكرمه به خشم آمدند و گفتند عكرمه را سرگرم و مشغول مىسازيم و نمىگذاريم كه به عموزادگان ما از قبيلهء كنده و غير كنده حمله كند و آنان را به قتل برساند . مردم « دبا » به همان منظور « حذيفة بن محصن » را كه عامل و نمايندهء ابو بكر بر آنان بود از شهر خود راندند ، حذيفه به عكرمه ملتجى گرديد و جريان شورش اهل « دبا » را به ابو بكر اطلاع داد ، ابو بكر از اين پيشامد خشمناك گرديد و نامهء ذيل را به عكرمه نوشت : امّا بعد ، من در نامهء قبلى دستور داده بودم به سوى حضرموت حركت كنى ولى چون اين نامهء من به تو رسيد مسير خود را تغيير ده و به سوى « دبا » حركت كن و با مردم آن جا آن چنان رفتار كن كه شايستهء آن مىباشند و در اجراى اين فرمان كوچك‌ترين تأخير و كوتاهى روا مدار و چون از كار « دبا » فارغ گشتى مردمش را دستگير كن و به نزد من بفرست ، سپس به سوى زياد بن لبيد حركت كن اميدوارم خداوند فتح سرزمين حضرموت را نصيب تو گرداند و لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم .
هامش
( 1 ) . عكرمه ملقب به ابو عثمان فرزند ابو جهل بن هشام از قبيلهءقريش و از خاندان مخزوم مىباشد و مادر وى زنى بود به نام مجالد از قبيلهءهلال نام اصلى ابو جهل پدر عكرمه عمرو بود عكرمه هم مانند پدرش ابو جهل در زمان جاهليت يكى از دشمنان سرسخت رسول خدا بود و كمى پس از فتح مكه اسلام پذيرفت و در جنگ جمل كشته شد ، اسد الغابه ، ج 4 ، ص 4 - 7 .