حركت داد و چون از حضرموت به اندازهء دو روز راه فاصله گرفت نامهاى به حارثة بن سراقه نوشت كه آن نامه اشعارى را در برداشت و مضمون يك شعر آن چنين بود :
ما در راه خدا با شما خواهيم جنگيد تا به اطاعت ابو بكر بگراييد ، و به يقين بدان كه خداوند پيروز خواهد شد . « 1 »
اعثم مىگويد : قبايل كنده از مضمون نامهء زياد بن لبيد خشمگين شدند و شكايت به پيش اشعث بن قيس بردند ، اشعث گفت : قبيلهء كنده ! بگوييد ببينم اگر شما نظر مخالف با زياد داشتيد چرا زكات اموالتان را بر او پرداختيد كه وى آنها را بردارد و از ميان شما كوچ كند ، آن گاه شما را تهديد به قتل نمايد ؟
يكى از عموزادگان در پاسخ وى گفت : اشعث ! به خدا سوگند راست گفتى ، و به خدا سوگند است كه ماها همانند غلامهاى زر خريدى شدهايم براى قريش كه گاهى اميّه « 2 » را به سوى ما مىفرستد ، و گاهى زياد را به سر ما مىگمارند كه هم ثروت ما را مىگيرد و هم تهديد به قتلمان مىكند .
اشعث گفت : اى قبيلهء كنده ! اگر به گفتار من گوش فرا دهيد ، صلاح شما در اين است كه متّحد باشيد و گفتارتان همه يكى باشد و در شهر و ديار خود بنشينيد ، از كيان و موجوديت خود دفاع كنيد و زكات مالتان را به كسى نپردازيد ، زيرا من مىدانم كه عرب هيچگاه به ادامهء اين وضع راضى نخواهد گرديد كه از « تيم بن مره » قبيلهء ابو بكر « 3 » ، اطاعت و پيروى كند و سران بنى هاشم را كه بزرگان بطحايند وابگذارد . آرى تنها بنى هاشماند كه شايستگى رياست دارند . از آنان كه بگذريم كسى بر ما حق رياست و تقدّم را ندارد ، ما بر اين مقام از ديگران سزاوارتر و پيشقدمتريم . زيرا آن زمانى كه ما سلطنت و آقايى
هامش
( 1 ) .نقاتلكم فى الله و الله غالب * على امره حتى تطيعوا ابا بكر( 2 ) . به نظر من ابا اميّه نه اميّه .
( 3 ) . در بعضى نسخهها « تيم بن مره » آمده است ولى به نظر ما صحيح همان است كه در متن ملاحظه مىفرماييد . شايد « تيم بن مره » تيرهاى از قبيلهءكنده باشد ولى تيم بن مره همان قبيلهءابو بكر است چنان كه شاعر در جريان جنگ جمل مىگويد : ما از روى شقاوت و بدبختى از خاندان تيم پيروى نموديم در صورتى كه آنان جز مشتى غلامان و كنيزان نيستند . منظور شاعر از خاندان تميم در اين شعر دختر ابو بكر مىباشد كه مشروح جريان را از كتاب « عائشه در دوران على » آوردهايم . نسب تيم بن مره در جمهره ، ص 135 به همان گونه كه گفتيم آمده است .