تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبدالله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى — صفحة 524

مساهمون:

ص٥٢٤
كه آنها را با خمس غنائم به نزد عمر فرستاده باشد ولى عمر آن جواهرات را جزء غنائم جنگى محسوب داشت و براى سربازانى كه در جبههء جنگ شركت داشتند ، برگردانيد . امّا سيف مىگويد كه اين جواهرات در جنگ فسا با جنگ و غلبه به چنگ مسلمانان افتاد و مسلمانان به امر فرمانده‌شان ساريه ، آن را به عنوان هديه پيش خليفه فرستادند ، نه اين كه از مختصات خليفه وقت باشند . اين بود خلاصهء داستان صندوق و يا دو صندوق جواهر در روايات تاريخ‌نگاران كه با روايات سيف هيچ‌گونه سازش ندارد . 4 . سيف مىگويد جنگ مهمّى اتفاق افتاد و مسلمانان در اين جنگ فاتح و پيروز گرديدند و فرمانده لشكر مسلمانان سارية بن و نيم بودند . ولى بلاذرى در فتوح البلدان مىگويد كه : اوّلًا در دارابجود ، جنگى اتفاق نيفتاد ، با صلح و تسليم مردم آن جا فتح گرديد و فاتح آن هم عثمان بن ابى العاص ثقفى بود نه سارية بن زنيم و فرمانده لشكر مسلمانان نيز ابو موسى اشعرى بود نه ابن زنيم .

نتيجهء ارزيابى و مقايسه

1 . فتح فسا و دارابجرد به دست ساريه انجام نگرفته است ، بلكه فاتح اين دو شهر عثمان بن ابى العاص بوده است و فرمانده كل قوا نيز در اين جنگ ابو موسى اشعرى بود . 2 . صندوق جواهر را ساريه و يا سلمهء اشجعى به نزد خليفه نفرستاده‌اند ، بلكه آن را خود سائب بن اقرع فرمانده لشكر مسلمانان در جنگ نهاوند به نزد خليفه آورد . 3 . اين صندوق جواهر را كسى از سپاهيان براى خليفه درخواست ننموده ، بلكه گنجى بوده است كه در نهاوند به دست آمده بود و سائب مأمور غنادم جنگ ، آن را جزء خمس غنائم به مدينه پيش خليفه آورد . بنا بر اين نه سلمه پيكى به همراه بار جواهر به مدينه فرستاده است و نه ساريه در فتح فسا و دارابجرد حضور داشت كه تا پيكى به مدينه بفرستد و خليفه نيز اشتياق پيدا كند كه همسرش امّ كلثوم با پيك سلمه يا ساريه هم‌كاسه و هم‌سفره گردد . و همين طور است بقيهء اين داستان كه در ضعف و بطلان دست كمى از آنچه گفتيم