به او وحى مىنمود و او را از رازهاى غيبى آگاه مىساخت و اعمال خارق العادهاى به دست وى انجام مىداد .
5 . عمر از مدينه فرمانده خويش را كه در « دارابجرد » ايران بود صدا كرد و او را از نظر موضعگيرى جنگى راهنمايى نمود و موجب پيروزى مسلمانان گرديد .
6 . عمر به همسر خويش دستور مىداد كه با يك مرد بيگانه همكاسه شود و او هم در اثر نداشتن لباس نو ، از اين عمل خوددارى مىنمود .
ولى همه اين مطالب دروغ و بىاساس است و افسانهاى بيش نيست كه سيف افسانه نويس آنها را با خيال خويش ساخته و به نام مدح و فضيلت اصحاب پيامبر به خورد مسلمانان داده است و افراد ساده لوح و متعصب هم كه اين گونه داستانهاى دروغين را فضيلتى براى گذشتگان و قهرمانان اين داستانها مىپنداشتهاند ، آنها را با ولع خاص و علاقه شديد از سيف گرفته و هر چه بيشتر منتشر ساختهاند در صورتى كه آنان به هدفهاى خطرناك سيف زنديق متوجه نگرديدهاند كه او مىخواهد با ساختن اين افسانهها ، خرافات و اباطيل را در عقايد اصيل و زندهء اسلامى وارد سازد و مسلمانان را خرافى و كوته نظر به بار آورد و آنان را افرادى نادان و سفيه معرفى كند ، وحى پيامبرى و معجزات پيامبران را به باد تمسخر و استهزاء بگيرد و مردم را نسبت به اين گونه مسائل بدبين و بىعلاقه سازد ، و گرنه او چه انگيزهاى داشته است كه در هم شكستن قفلهاى دروازه شوش را به دجال و فرمان او مستند سازد ؟ و به اسود عنسى كه به دروغ ادّعاى پيامبرى مىنمود ، نسبت دهد كه فرشته ( شيطان ) به او وحى مىنمود و از مطالب غيبى آگاهش مىساخت و به وسيلهء وى معجزات و خارق عادات انجام مىداد . در اين صورت چه فرق است بين اين پيامبر دروغين كه شيطانش به او خبر مىدهد و بين يك پيامبر حقيقى كه فرشته به او خبر مىدهد ؟ زيرا هر دو ، اين خبر آورنده را فرشته مىنامند و اطلاعات خود را به دو مستند مىسازند .
او چه هدفى داشته كه به عمر نسبت داده است كه علاقهمند بود همسر خود را به مرد بيگانهاى نشان دهد ؟ جز اين كه بگوييم او مىخواسته عقيدهء مسلمانان را متزلزل و مشوّش سازد و مطالب ضد مذهبى را با مذهب و آيينشان در آميزد .
عبدالله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى — صفحة 526
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص٥٢٦