تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبدالله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى — صفحة 501

مساهمون:

ص٥٠١

دجّال شهر شوش را فتح مىكند

فأتى صاف باب السّوس و دقه برجله . . . دجال پيش آمد با پاى خويش دروازهء شوش را بزد و آن را براى مسلمانان بگشود . سيف

داستان فتح شوش به روايت سيف

طبرى در حوادث سال هفده هجرى از سيف نقل مىكند كه : « ابو سبره » « 1 » فرمانده مسلمانان با لشكر خويش به شهر شوش آمد و آن جا را محاصره نمود و مسلمانان با مردم شوش چندين بار جنگ كردند و در هر بار اهل شوش بر مسلمانان صدمه وارد مىكردند . راهبان و كشيش‌ها بر برج شهر برآمدند و با صداى بلند گفتند : اى گروه عرب ! آنچه كه از دانشمندان در بارهء شهر شوش به ما رسيده اين است كه اين
هامش
( 1 ) . ابو سبره فرزند ابو رهم عامرى از طايفهءقريش و از كسانى است كه در اوايل بعثت ، اسلام پذيرفت و در حضور رسول خدا ( ص ) در تمام جنگ‌ها شركت جست و پس از وفات آن حضرت به مكّه مراجعت كرده و در دوران خلافت عثمان هم در همان جا بدرود حيات گفت . شرح حال ابو سبره در استيعاب واقع در پاورق « الاصابه » ج 4 ، ص 82 - اسد الغابه ، ج 5 ، ص 207 و الاصابه ، ج 4 ، ص 84 - و طبقات ، ج 3 ، ق 1 ، ص 193 به طور اختصار و در باب مقيمان مكّه ، ج 5 ، ص 322 به طور مشروح آمده است .