راويان مجعول شمردهايم .
حديث پيشنمازى عبد الرحمن در بصره ، از قول مخلد بن قيس روايت شده و اين شخص نيز از راويان ساختهء سيف است .
نتيجهء مقايسه و بررّسى
سيف با روايتى كوچك ، سه اشكالى كه بر بزرگان خاندان قريش مىشد ، علاج كرده و از بين برده است . آنها عبارتند از :
1 . روايتى كه سرزنش امّ سلمه را نسبت به عايشه به هنگام خروجاش به سوى بصره در بر داشت .
اين مؤاخذه و اشكال را سيف ، با نقل آن جمله كه « زنان پيامبر ( ص ) عايشه را تا ذات عرق بدرقه كردند » اصلاح مىكند و اين مطالب را افزود كه زنان پيغمبر ( ص ) همگى عايشه را تجليل كرده او را بدرقه نمودند . و اين مطلب با سرزنش كردن امّ سلمه از او سازگار نيست و لذا آن را تغيير مىدهد و به گونهء ديگرى كه تأمين كنندهء نظر اوست بازگو مىنمايد .
2 . جريان گفتگوى سعيد اموى با بنى اميّه در ذات عرق ، و اين كه از آنان خواست قاتلان عثمان را يعنى همانهايى كه به عنوان خونخواهى قيام كردهاند بكشند و جريان گفتگوى او با طلحه و زبير كه يكى از فرزندان عثمان را برگزينند و آن دو نپذيرفتند و لذا سعيد از ادامهء راه منصرف گرديد و برگشت و به همراه او مغيره و عدّهاى از همراهاناش از ثقيف نيز بازگشتند .
اين جريان را سيف با نقل يك جمله از بين برده است : روزى گريانتر از آن روز ديده نشده است ، به طورى كه آن روز را نحيب ناميدند . و حال آن كه جريانى كه در ذات عرق اتّفاق افتاده بود ، همان بود كه نقل كرديم .
و اين چنين جناب سيف ، لغزشهاى صحابهاى را كه از بزرگان قريش و مضر هستند توجيه كرده و سرپوش روى آنها گذارده است و با نقل اين روايت ، اشتباهات آنها را از نظرها دور ساخته است .