براى اين كه تعيين شود اوّلين بار چه كسى پيش نماز باشد قرعه كشيدند و قرعه به نام محمّد بن طلحه اصابت كرد ، او جلو ايستاد و آن آيه را در نماز خواند :
سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ
يعنى « سؤال كنندهاى از عذابى كه روى داده است و مىدهد پرسيد » شگفتا چه فال شومى ؟ « 1 » در كتاب الاغانى چنين آمده : سرايندهاى در اين باره چنين سروده است :
تبارى الغلامان اذ صلّيا * و سح على الملك شيخاهما
و مالى و طلحة و ابن زبير * و هذا بذى الجذع مولاهما
فامهما « 2 » اليوم غرتهما * و يعلى بن منية دلاهما
ترجمه : به هنگام نماز فرزندان يكديگر را كنار مىزدند و پير مردانشان بر سر پادشاهى در نزاع بودند و چشم بدان داشتند .
مرا چه كار به طلحه و فرزند زبير در حالى كه در كنار بيابان رهبر آنان ايستاده است .
امروز مادرشان ، يعنى عايشه گولشان زده است و يعلى فرزند منيه ، آنها را فريفته است . « 3 » اين بود مطالبى كه در متن حديث سيف به دروغ و به گونهء ديگرى آمده است .
بررّسى سند روايت سيف
سيف حديث روز نحيب را از ابن الشهيد نقل مىكند : پدر ابن الشهيدى كه راوى اين روايت است كيست ؟ و اسم فرزند او كه راوى اين حديث مىباشد چيست ؟ و راه شناسايى اين دو نفر كه جناب سيف آنها را خيالپردازى كرده است چه مىباشد ؟
از اين جهت و به سبب همين گمنامى كه نشانهاى از اين شخص به جز در روايت سيف نديدهايم ، اين شخص را جزء راويان ساختهء سيف دانسته و نام او را در سلسلهء
هامش
( 1 ) . تاريخ يعقوبى ، واقعهء جمل از دوم .
( 2 ) . مقصود از مادر آن دو ، عايشه است . معلى بن اميّه ، آنها را فريب داده بود اسم مادر يعلى ، منيه بنت غزوان و پدرش اميّة بن عبدء از قبيلهء بنى تميم بود كه با بنى اميّه ، همپيمان شده بود و در زمان عثمان فرماندار يمن بود و بعد از كشته شدن عثمان به مكّه آمد و در جنگ جمل شركت كرد . ( الاغانى ، ج 11 ، ص 119 - 121 ) .
( 3 ) . الاغانى ، ج 11 ، ص 120 .